خرداد ۰۳۱۳۹۴
 

۱-روزنامۀ اعتماد در بخشی از گزارش خود نوشت: “در حالی که قرار بود ساعت ١٢ بامداد روز جمعه اول خرداد، سهمیه ماهانه بنزین، ۶٠ لیتر به ازای هر خودروی شخصی به کارت‌های سوخت واریز شود، این اتفاق نیفتاد. گفتند تا دو روز آینده سهمیه‌ها واریز می‌شود چرا که سهمیه خودروهای عمومی واریز شده است اما بیژن حاج محمدرضا، رییس انجمن جایگاه‌داران سوخت می‌گوید: ما این دروغ را سر زبان‌ها انداختیم چون برخوردها تند شده بود و باید کاری می‌کردیم تا ماجرا بالا نگیرد.
۲- احمد نقیب زاده در بخشی از گفتگوی خود با ندای ایرانیان ” بی‌پرده بگویم اگر شکست بخوریم و مردم از اصلاحات و آنچه برآمده از اصلاحات است نا‌امید و سرخورده شوند راه انقلاب را در پیش خواهند گرفت. گناه این سرخوردگی بر دوش اصلاح‌طلبان و دولت برآمده از آنان است.”
۳- عراقچی در جلسۀ غیر علنی مجلس: “بازرسی از مراکز نظامی در پروتکل الحاقی پذیرفته شده، اما این بازرسی مدیریت شده است و مدیریت آن با جدیّت انجام می‌شود.” “درمورد لغو تحریم‌ها نیز عراقچی اظهار داشت که لغو تحریم‌ها در بخش اقتصادی درحال بحث است تا طرف مقابل با زیرساخت تحریم‌ها را با صدور یک سند بردارد و اعلام کند که اگر ایران به تعهدات خود عمل کند ما تحریم‌ها را برمی‌داریم و بعد از آنکه ما به تعهدات خود عمل کردیم، آنها تحریم‌ها را تعلیق می‌کنند.”

این سه خبر را کنار هم بگذارید، به نتایج خوبی در مورد استراتژی همیشگی آقایان، یعنی فشار از پایین و چانه زنی از بالا می رسید.

آذر ۰۵۱۳۹۲
 

بالاخره دلم برای نوشتن در این خراب شده تنگ شد. آمدم بگویم که یک چند مدتیست که این صد روزۀ جناب کلیددار و دار و دسته اش تمام شده. قرار بود در این صد روز کاری کنند که ملت حس بهتری نسبت به وضعیت کلی مملکت پیدا کنند. البته فعلا و به صورت مقطعی دو روز است که در اثر مذاکراتِ جناب دیپلماتِ کارکشته، چنین حسی به مردم دست داده است که البته با شفاف شدن بندهای توافق، گویا کم کم ملت هم در حال فهمیدن گشادی کلاهیست که بر سرشان رفته. البته قرار است به جای گزارش عملکرد صد روزه، گزارشی دهند تا به مردم تفهیم کنند که هرچه بدبختی بوده زیر سر محمود بوده. به خاطر همین هر کاری که محمود کرده از اساس غلط بوده و باید آندو (Undo) شود. بنابراین و باتوجه به دزدی‌های محمود و رفقا،اولا که کفگیر ته دیگ خورده، ثانیا که از فرط کشیدن کفگیر به تهِ دیگ، دیگ از وسط به دونیم جر خورده، ثالثا به خاطر اینکه محمود گداپروری میکرده باید در مرحلۀ اول گدایان خود را معرفی کنند و در مرحلۀ بعد به جای اینکه یارانه بگیرند بروند و مثل مرفهینِ بی درد در صف‌های طویلِ اجناس کپنیِ گندیده و کرمو بایستند، تا دیگر گدا پروری نشود.

گویا فردا هم قرار است که محمودِ جنایت‌کارِ جنایت پیشه محاکمه شود. اولین رئیس جمهور فاسدی که با کارهای بسیار بدی که کرده، موجب شده تعداد زیادی شخص حقیقی از دست او به اینجایشان برسد و بروند برای اولین بار از یکی از مسئولین بلندپایۀ نظام شکایت کنند. و البته این واضح و مبرهن است که در تاریخ جمهوری اسلامی حتی کوچکترین مورد تخلف و یا بد بودن از هیچ یک از مسئولان گندۀ نظام سر نزده است که اگر زده بود محمود دومین گندۀ بدِ جمهوری اسلامی می‌شد. و از آنجایی که دستگاه قضایی منتظر نشسته تا کسی برود و از مقامات بلند پایه شکایت کند تا بروند و زرتی محاکمه‌یشان کند، زرتی به این شکایات ترتیب اثر دادند و با اقتدار و بدون هیچ گونه اغماضی میخواهند فاسدترین رئیس جمهور قرن را محاکمه کنند. باشد که درس عبرتی باشد برای هیچ‌یک از مسئولین نظام. چون عمرا به جز محمود کسی در این نظام مقدس کارهای بد و فاسدانه بکند یا کرده باشد و یا شاکی خصوصی داشته باشد. میگویید نه از قوۀ قضاییه بپرسید. حتی همین چند وقت پیش که به اشتباه پسرِ رئیس مجمع (تازه پسرش، نه خودش) را می‌خواستند محاکمه کنند و ناعادلانه در هتل هولفدانی بچپانند، عکس‌هایی از ایشان دیده شد که آزادانه و در کمال راحتی در جلسات معارفۀ مسئولین جدیدِ مجمع، نیش باز کرده‌اند و گفته‌اند هِه! و این خود گواه بی‌گناهی ایشان است و این که ما هیچ گاه در جمهوری اسلامی نه تنها در ردۀ مسئولین، حتی در ردۀ فرزندان مسئولین هم، هیچ گونه انحراف، پدر سوختگی، فساد و ژانگولربازی نداشته‌ایم و نخواهیم داشت؛ مگر و مگر فقط یک نفر که آن هم محمود بود که از اول هم نمیدانیم چه شد که بین مسئولین مقدسِ نظام مقدس بور خورده بود.

به هرحال از آنجا که اوضاع مملکت رو به بهبودیست و مسببّ تمام مشکلات یعنی همان محمود خودمان، دیگر نیست و قرار است کلا نیست گردد و با توجه به اینکه دیگر گداپروری، خرافه‌گرایی، لیبرالیسم، دروغ، دیکتاتوری، بی قانونی و هزار چیزِ بد دیگر بعد از نیست شدن او از بین رفته و خواهند رفت، به نظر می‌رسد که ما و همفکران ما دیگر نیازی نیست که به دنبال عدالت باشند و هی بیایند و در وبلاگ‌هایشان زرت و پرت کنند. حتی همین چند وقت پیش بود که جناب استوانه، امامِ زمان را هم خواب دیده بودند که گفته بود تا وقتی حاج حسنِ کلید‌دار باشد به من نیازی نیست. با این اوصاف فقط گهگاهی که دلمان برای اینجا تنگ شود خواهم آمد و لاغیر!

—————————————————-

پی نوشت: اگر فکر کرده‌اند جمعیتی محدود از یک فاسدِ آدم کش مانند محمود، حمایت خواهند کرد و دور و بر دادگاهش تجمع خواهند کرد، زهی خیال باطل. آخه کدوم آدمِ احمقی حاضره از یک دیکتاتورِ فاسد حمایت کنه؟؟

 

خرداد ۳۰۱۳۹۲
 

در نامۀ تبریک دانشگاه  Glasgow Caledonian University به مناسبت برگزیده شدن آقای روحانی به ریاست جمهوری اومده :

Dr Rouhani, who was a clear winner of the Iranian Presidential election capturing more than 50% of the vote, studied at GCU in the 1990s under his family name of Hassan Feridon. He was awarded an MPhil in 1995. His thesis was entitled The Islamic Legislative Power with reference to the Iranian experience. In 1999, Dr Rouhani gained a PhD with his thesis, The Flexibility of Shariah (Islamic Law), with reference to the Iranian experience.

اما در اسناد ساواکی که توسط ایشان در تبلیغات انتخاباتی ارائه شد چنین مضمونی به یادم میاد که ساواک گفته چون حسن روحانی دکتره، ملت میشینن پای منبرش! در بروشوری هم که از ستاد دکتر حسن روحانی گرفتم و هنوز دارم گفته شده بود که دکتر حسن روحانی قبل از انقلاب و بین سالهای ۵۰ تا ۵۷ فوق و دکتراشون رو  گرفتند!  میشه ایشون راجع به این تناقض توضیح بدن؟

——————————————————-

لینک مربوط به دانشگاه :

http://www.gcu.ac.uk/newsevents/news/article.php?id=59642

خرداد ۲۸۱۳۹۲
 

به دلایل زیر،احمدی نژاد پیروز بزرگ انتخابات است:

۱-      برای مردم مشخص شد که سیاست مداران مدعی‌ای که جلوی احمدی نژاد ایستاده بودند یا لا اقل خود را با او مقایسه می‌کردند، کوتوله‌هایی بیشتر نیستند. کوتوله‌های سیاسی‌ای که فقط از دور و در هیاهوی رسانه‌ها بزرگ دیده می‌شدند.

شهرداری که از سیاست مدار بودن، فقط کت و شلوار اتو کشیده‌اش را داشت؛ اینقدر نادان و بی سیاست که به جای او اگر عروسکی در مناظره‌ها گذاشته بودند، خاصیت بیشتری داشت.

 دیپلماتی که از مردمی بودن فقط ظاهر و ادایش را بلد بود؛خشک و بی روح و غیر منعطف به گونه‌ای که آدم را یاد مذاکرات هسته‌ای می‌انداخت تا مبارزات انتخاباتی.

 پزشکی که از اصولگرا بودن تنها نامش را داشت؛ بیشتر شبیه حزب باد بود تا اصولگرا. بی روح و خسته و نا امید و بدون هیچ حرف تازه‌ای.

فرماندۀ سپاهی که گویا آمده بود تا عقده‌های سهیم نبودنش در قدرت را خالی کند؛ برنامه‌های مسخره و بی معنی. فکر کرده بود اگر بگوید گلوله‌های برفی و استراتژی قیچی، حرف تازه‌ای زده است. ویکی رضاییش هم که معجونی مضحک بود از کپی پیست کردن‌های واضحی که بیشتر شبیه تحقیق‌های دانشجویی به نظر می رسید.

و بالاخره منتخبی که فقط با ۷ دهم درصد از آرا پیروز شد. تنها کاری که او کرد این بود که کاری نکند. خودش باشد. حرف تازه‌ای نزند. سوتی ندهد. ادای کسی را در نیاورد  و خود را امیدوار نشان دهد و تمرین کند تا بتواند بیشتر لبخند بزند. و نهایتا همه چیز را به استوانه بسپرد. بسپرد خود را به تصمیمی که از قبل برای او گرفته شده بود. شاید بیشترین وقتش را روی شانه کردن ریش و مو و گریم صورتش گذاشته بود و البته ایدۀ کلیدی که اگر نبود شاید چند دهم درصدی آرایش بیشتر می‌شد.

۲-      برای هر کس و ناکسی مشخص شد که احمدی‌نژاد اهل تقلب و دو دوزه بازی نیست. حق را به حقدارش می‌دهد حتی اگر دشمن بزرگش دینفع باشد. حتی کسانی هم که دست از لجاجت و شاید حماقت خود بر نداشته‌اند و هنوز معتقدند که در انتخابات ۸۸ تقلب شده، نظام را متهم می‌کنند و نه اورا. آرای مردم، احمدی‌نژاد را پاکتر و راستگوتر از همیشه نشان داد.

۳-      با حذف جریان احمدی‌نژاد از انتخابات، تنها کسی که می‌تواند مدعی باقی بماند احمدی‌نژاد و طرفداران اویند. پایداری‌ها و اصول‌گراها و مستقل‌ها آزمایش خود را پس دادند و اقبال مردم به آنها مشخص شد. اصلاح‌طلبان و جریان استوانه هم که نشان دادند تمام توانشان آن هم در غیاب حریفی قابل، ۱۸ میلیون یا ۵۰ درصد بیشتر نیست.

۴-      ائمۀ جماعات منحرف یابٍ فحاش، علامه‌های خود عمار پندار، روزنامه‌نگاران جاسوس یاب و همۀ کسانی که انحراف احمدی نژاد را با بصیرت بی مثالشان کشف کرده بودند و سر دست گرفته بودند، حالا باید جلوی استوانه سر تعظیم فرود آورند. استوانه‌ای که روزی خواهان محاکمه و حتی اعدام او در ۹ دی بودند. اگرچه هنوز هم در توهم دزدیدن رایشان توسط احمدی‌نزاد باشند، اما خواری و ذلتشان بیش از هر موقع دیگری آشکار شده و این خودش گویای راست کرداری احمدی‌نژاد است.

۵-      و در آخراینکه با کنار زده شدن جریان احمدی‌نژاد، احمدی‌نژادی‌ها نفس تازه‌ای خواهند کشید. خود را دیگر جواب‌گوی هر کس و ناکسی نمی‌دانند. فرصتی پیش آمده تا مقایسه‌ای صورت گیرد و حق و باطل از هم جدا شوند. جدال‌های بی معنا و غرض‌ورزانه به کناری می‌روند تا فضا شکل منظقی خود را به خود گیرد. تهمت‌ها و دروغ‌ها علیه احمدی‌نژاد از فضای جامعه رخت بر می‌کشند تا احمدی‌نژاد با عقلانیت و انصاف دیده شود. رفتار‌های دوگانه دیده خواهند شد. خوشحالی طرفداران ۱۸ میلیونی با عزا و دلهرۀ طرفداران ۲۴ میلیونی مقایسه خواهند شد. مظلومیت احمدی نژاد بیش از پیش دیده خواهد شد.

——————————————————————————————————————

پینوشت ۱: خوشحالم که گرینه‌ای مثل محمد غرضی هم  وجود داشت  تا مثل منی که  تحت تاکید رهبرش باید رای می‌داد با وجدانی آسوده رای خود را به صندوق بیندازد.

پینوشت ۲: احمدی‌نژادی هیچگاه بغضش را با غریبه‌ها به اشتراک نمی‌گذارد. بساط غم‌کده‌هایتان را جمع کنید دوستان. تازه اول عشقست.

پینوشت ۳: احمدی نژاد باشد یا نباشد، این راه ادامه دارد. مردم هیچگاه عاشق اربابانشان نبوده‌اند، اما فدایی‌هایشان چرا.

پینوشت ۴: اجازه نخواهیم داد مشتی بی سروپای از خودراضی، عزیز مارا محکوم کنند. اگر احمدی‌نژاد در دادگاهی در ایران اسلامیِ عزیزِ من محکوم شود، بنده به شخصه حاضرم با انتحار خود آن دادگاه و مسببانشان را به درک واصل کنم. خوشحال خواهم شد که برادران دالتون هم آنجا جمع باشند.

اردیبهشت ۰۵۱۳۹۲
 

گردی از راهی نمی خیزد ، سوارا00ن را چه شد ؟
مرده اند از بیم یاران ، نامداران را چه شد ؟

جز صدای جغدها چیزی نمی آید بگوش
قمریان آخر کجا رفتند ، ساران را چه شد ؟

از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت
بلبلان ، قرقاولان ، کبکان ، هزاران را چه شد ؟

دورتادور من از دشمن سیاهی می زند
دوستان ما کجا رفتند ، یاران را چه شد ؟

هرکجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و عدل نوبهاران را چه شد ؟

زیر سم لشکر ضحاک ، پشت من شکست
کاوه لشکرشکن کو ؟ شهسواران را چه شد ؟

لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید
رستم و گودرز کو ! اسفندیاران را چه شد ؟

خشکسالی در زمین بیداد و غوغا می کند
بخشش هفت آسمان کو ! باد و باران را چه شد

 ————————————————————————————

دانلود ترانۀ همین شعر با صدای حبیب

پینوشت: به شخصه الهام رو ترجیح میدم به مشایی!