آبان ۱۰۱۳۹۱
 

از دانشگاه به سمت خوابگاه بر می‌گشتم. ساعت حوالی ۲ بود. دانش آموزان دو مدرسۀ راهنمایی دخترانه و پسرانه با هم تعطیل شده بودند. صحنه‌هایی دیدم که به قول دوستان “گرخیدم گرخیدنی”. بستنی‌ای که به نوبت توسط ۲ دختر و یک پسر لیس زده می‌شد. فحش‌های ناجوری که به یکدیگر می‌دادند و کسی ناراحت نمی‌شد و حتی لذت هم می‌بردند. دخترکی که کیف پسرک را می‌کشید و آن هم روسری دخترک را. همه هم دخترکان و پسرکانی زیر ۱۴ سال!! بسی هار و وحشی

————————————————————————-

پینوشت: من که جرات نمی‌کنم در این زمانه فرزندی داشته باشم. واقعا دست پرورده‌های جمهوریِ اسلامی باید چنین باشند؟؟ این از اصلاح سبک زندگی گذشته است.