آذر ۱۰۱۳۸۹
 
چارلی چاپلین

عاشق این نگاه چارلی چاپلینم

دقدقه‌هایی داری.دوست داری بقیه هم بدونن.فکر میکنی که باید جایی بنویسی. فکر میکنی واقعا افکارت خیلی ناب و شیکن. وبلاگی راه میندازی و بسم الله را میگی و موتور نوشتن را آتیش میکنی. یه کم که مینویسی میبینی کسی نیست که خزعبلاتت رو بخونه و ببینه. باید خواننده جذب کنی. باید یه خری باشه آخه، که واست هورا بکشه یا نه؟؟ یکی باشه که بگه آفرینمنم موافقم.پس میری سراغ خواننده. وای که  واسه خواننده جذب کردن چه خفتها که نباید بکشی. اگه واقعن خزعبل هم بنویسی که خفت مضاعف است. هی تو اینترنت سرچ میزنی ” راه های افزایش بازدید “. صبح تا شب واسه این ننه غمر و اون ننه غمر کامنت میذاری که بیاند شر و ورات رو بخونن.” سلام، وبلاگ وزین و خوبی دارین، ممنون میشم به ما هم سری بزنید”. هزار تا از این نوع جمله ها که توی یه فایل ذخیره کردی رو هی واسه این و اون میفرستی. حالا دیگه دقدقت شده مهم شدن. شده محل گذاشتن بهت. میچرخی  تو وبلاگای بقیه . میبینی ۳۰۰ تا کامنت دارن بعضیاشون. آهی از نهادت بلند میشه. دیگه برات مهم نیست که چی مینویسی. سریع یه مطلبی به روز میکنیو میدوی این ور و اون ور دنبال خواننده. لینک باکس میندازیو تبلیغات هوا میکنی. آهنگ پس زمینه اضافه میکنی و آرم درست میکنی. “متا وورد” تو انگولک میکنی و رنگ و لعاب پیجتو عوض میکنی. از بلاگفا به پرشین، از اونجا به بلاگر و بعد واسه خودت یه سایت شخصی میسازی. شاید اسمتم اسم دختر بذاری. فضای مجازی هم شده مثل چت روم یاهو دیگه. اگه یه مرد بره توش هیشکی واسش سوتم نمیزنه. اما خدا نکنه اسمت آناستازیا باشه. دهنتو صاف میکنن از بس بوق و عر و سوت برات میفرستن. ولی نمیدونی که بابا به خدا داری خزعبل مینویسی. چرا اینقدر زور میزنی. بی سوادی! اینقدر که دغدغه را با قاف مینویسی و ننه قمر رو با غین !مطالبتت قام سگ نمی ارزن! اسم خودتم گذاشتی ارزشی نویس. جمعش کن. بسه دیگه.  جشن میگیری که خواننده هات شدن ۱۰۰ میلیارد. به درک! به گورِ سیاه. با کی مسابقه راه انداختی آخه؟ شصت من ریش چپوندی رو صورتت و خجالت نمیکشی با این نوشته‌هات. نه اخلاقی ازت مونده و نه ادبی. فقط ادعاته که گوش فلک را پر کرده که فکر میکنی اینایی: ارزشی نویس. افسر جنگ نرم. منتقد. سیاسی نویس.  کسی که برای خدا مینویسه. روشنگر. روشنفکر. چیز فهم و ……………!

ولی من میدونم تو کی هستی! هیچ خری نیستی آقای محترم!

اگه شک داری یه نگاه بنداز به خودت. مطمئن میشی!!!!!!!

———————————————————————————————————————————————–

پینوشت: به کسی بر نخورد!

تکنوشت: ۲۰ سال برنامه ریخته اند که آب فلان منطقه را به جایی انتقال دهند که پتانسیل بالای کشاورزی دارد. احمدی نژاد می رود و یکباره عشقش می کشد که بگوید ” این آب مال اینجاست. پس صاحبش شمایید. به استاندار میگم ترتیب اثربده که آبتون جایی نره”. ملتی بیچاره هم برایش هوووورااا می کشند.

مطلب مرتبط: