اسفند ۱۸۱۳۹۰
 

۱- زمستون انتخابات رفت و سیاهیش به زغال موند. به اونایی که خودشونو خفه کردند تا بتونن به همه ثابت کنند “گروه انحرافی” وجود داره خیلی هم قدرت داره که همشونم دور و بر رئیس جمهور جمع شدند. سیاهی به صورت اونایی موند که میگفتند گروه انحرافی برای هر کاندیداش ۳ میلیارد قراره خرج کنه. سیاهی انتخابات، اونهایی رو سیاه کرد که می‌گفتند اطرافیان رئیس‌جمهور تمام منحرفین رو جمع کرذند و میخوان تمام توانشون رو توی انتخابات متمرکز کنند…. خوب چی شد؟؟ چندتا منحرف تونستید پیدا کنید بین کاندیداها؟ چند نفر از اطرافیان رئیس جمهور از کسی یا لیستی حمایت کردند!؟؟ من که هرچی گشتم نتونستم این منحرفین رو پیدا کنم.

۲- اما این وسط مردم بودند که رو سفید شدند. مردم با تمام دلخوری‌ها، بی اخلاقی‌ها، وجود نامزد‌های تکراریِ منفعت طلب و هزار و یک دلیل دیگه برای رای ندادن، رفتند و رای دادند. مردمِ ایران واقعا با گذشت و صبورند. مردم ایران واقعا عاشق انقلاب و رهبرشونند. مردم ایران واقعا بزرگوار و بخشنده‌اند……. باریکلا به شما مردم ایران. دست همتون درد نکنه. شما همیشه سربلند بوده‌اید و هستید و خواهید بود.

۳- رئیس‌جمهوری با دوری از هرگونه حرکت انتخاباتی، چه در تایید و چه در انتقاد و ردِ گروهی خاص، نشون دادند که رئیس جمهور هم مثل رهبری باید فراجناحی و متعلق به ملت و مردم باشه. این رو مقایسه کنید با رفتار آیت الله مهدوی کنی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری!! اینجاست که هوش و ذکاوت سیاسی افراد مشخص میشه. هوش و ذکاوتی که باعث “ماندگاری سیاسی” میشه.

۴- با وجود اینکه اصولگرایان اکثر کرسی‌های مجلس رو مال خودشون کردند، اما به خاطر نبود رقیب سیاسی و با مقایسه‌ای ساده بین نتایج انتخابات گذشتۀ مجلس، میشه گفت که در واقع بازنده بودند. به نظرم این آخرین محک اصولگرایان بود که در ظاهر پیروزی‌ای شیرین اما در واقع شکستی تلخ بود. جالب نیست که آقاسیِ مجلس ششم (آقای هاشمی رفسنجانی) از آقادوی مجلس نهم یعنی آقای مرندی بیشتر رای آورده؟؟ به نظرتون همین یه نمونه شکست اصولگرایان رو نشون نمیده؟؟؟؟ شاید بلایی بدتر از اونی که سر اصلاحات اومد، منتظر اصولگرایان باشه!!!!

جدول آراء ۳۰ نفر اول تهران در انتخاباتِ:

مجلس ششم

نام نامزد

تعداد آرا

درصد آرا

۱-سید محمد رضا خاتمی

۱۷۹۴۳۶۵

۲۱/۶۱

۲-جمیله کدیور

۱۳۷۷۷۴۶

۰/۴۷

۳-علیرضا نوری

۱۳۴۳۵۲۰

۸۳/۴۵

۴-محسن آرمین

۱۲۲۴۴۲۱

۷۷/۴۱

۵-سید هادی حسینی خامنه ای

۱۲۲۳۸۸۴

۷۷/۴۱

۶-محسن میردامادی نجف آبادی

۱۱۸۸۳۰۹

۵۴/۴۰

۷-مجید انصاری

۱۱۷۳۵۳۴

۰۳/۴۰

۸-بهزاد نبوی

۱۱۴۸۸۴۰

۱۹/۳۹

۹-احمد بورقانی فراهانی

۱۱۳۹۳۶۵

۸۷/۳۸

۱۰-سهیلا جلودار زاده

۱۱۱۹۷۳۵

۲۰/۳۸

۱۱-داود سلیمانی

۱۰۸۱۱۱۹

۸۸/۳۶

۱۲-احمد پورنجاتی

۱۰۷۰۱۲۲

۵۰/۳۶

۱۳-الهه کولایی

۱۰۵۴۰۰۳

۹۵/۳۵

۱۴-علی شکوری راد

۱۰۵۳۶۸۶

۹۴/۳۵

۱۵-سید علی اکبر موسوی خوئینی

۱۰۵۲۳۴۴

۹۰/۳۵

۱۶-وحیده طالقانی

۱۰۴۷۰۹۶

۷۲/۳۵

۱۷-محسن صفایی فراهانی

۱۰۳۸۶۰۲

۴۳/۳۵

۱۸-محمدرضاسعیدی

۱۰۲۵۴۹۵

۹۸/۳۴

۱۹-سید شمس الدین وهابی

۹۸۸۵۶۴

۷۲/۳۳

۲۰-فاطمه حقیقت جو

۹۸۳۷۴۱

۵۶/۳۳

۲۱-بهروز افخمی

۹۷۳۷۲۷

۲۲/۳۳

۲۲-محمد نعیمی پور

۹۴۱۶۹۷

۱۲/۳۲

۲۳-ابوالقاسم سرحدی زاده

۹۲۶۰۵۴

۵۹/۳۱

۲۴-فاطمه راکعی

۸۹۶۵۷۳

۵۸/۳۰

۲۵-مهدی کروبی

۸۹۲۶۴۰

۴۵/۳۰

۲۶-سید محمود دعایی

۸۸۹۹۸۶

۳۶/۳۰

۲۷-رسول منجب نیا

۷۸۲۴۳۸

۶۹/۲۶

۲۸-علیرضا رجایی

۷۷۱۶۷۷

۳۲/۲۶

۲۹-الیاس حضرتی

۷۵۶۲۶۶

۸۰/۲۵

۳۰-اکبر هاشمی بهرمانی(رفسنجانی)

۷۴۹۸۸۴

۵۸/۲۵

مجلس هشتم:

اسامی نمایندگان مجلس هشتم

نام خانوادگی

نام

آراء مأخوذه در مرحله اول:

درصد آرا به نسبت کل آرای ماخوذه:

آراء مأخوذه در مرحله دوم:

درصد آرا به نسبت کل آرای ماخوذه:

حداد عادل

غلامعلی

۸۴۴۲۳۰

۴۸

—–

—–

آقاتهرانی

مرتضی

۵۸۴۱۹۸

۳۴

—–

—–

مطهری

علی

۵۷۱۰۷۱

۳۳

—–

—–

توکلی

احمد

۵۶۸۴۵۹

۳۳

—–

—–

غفوری‌فرد

حسن

۵۵۶۲۱۷

۳۲

—–

—–

باهنر

محمدرضا

۵۴۹۲۸۰

۳۲

—–

—–

مرندی

سیدعلیرضا

۵۲۸۲۵۶

۳۰

—–

—–

کاتوزیان

حمیدرضا

۵۰۰۶۴۴

۲۹

—–

—–

عباسپور طهرانی‌فرد

علی

۴۸۵۷۷۱

۲۸

—–

—–

کوثری

اسماعیل

۴۷۱۹۳۶

۲۷

—–

—–

اکرمی

سیدرضا

۴۴۸۴۹۸

۲۶

—–

—–

مصباحی مقدم

غلامرضا

۴۴۴۱۲۸

۲۶

—–

—–

رهبر

فاطمه

۴۴۳۵۱۸

۲۵

—–

—–

آلیا

فاطمه

۴۴۳۳۱۴

۲۵

—–

—–

حسینیان

روح‌الله

۴۳۷۱۰۷

۲۵

—–

—–

نجابت

حسین

۴۳۷۱۰۵

۲۵

—–

—–

بادامچیان

اسدالله

۴۳۶۶۱۱

۲۵

—–

—–

نادران

الیاس

۴۲۱۰۶۳

۲۴

۳۲۴۱۲۳

۴۸

افتخاری

لاله

۴۲۰۰۲۸

۲۴

۳۱۳۱۴۹

۴۷

کوچک‌زاده

مهدی

۴۱۹۶۴۱

۲۴

۳۰۸۹۳۰

۴۶

زاکانی

علیرضا

۴۱۸۸۳۶

۲۴

۳۰۷۷۱۷

۴۶

زارعی

علی‌اصغر

۴۲۳۱۴۲

۲۴

۲۸۹۸۶۸

۴۳

صفایی

طیبه

۳۴۵۰۳۰

۲۰

۲۸۱۶۹۸

۴۲

سروری

پرویز

۳۷۲۶۲۶

۲۱

۲۷۵۵۴۲

۴۱

رسائی

حمید

۳۸۰۸۸۷

۲۲

۲۷۴۳۳۰

۴۱

فدایی آشیانی

حسین

۳۹۰۹۸۳

۲۲

۲۷۴۰۶۳

۴۱

الهیان

زهره

۳۴۵۸۶۲

۲۰

۲۷۴۰۲۸

۴۱

محجوب

علیرضا

۳۰۸۴۲۹

۱۸

۲۶۰۲۹۶

۳۹

صدر

سیدشهاب‌الدین

۲۲۷۷۸۶

۱۳

و مجلس نهم:

ردیف

نام و نام خانوادگی

تعداد آراء

۱

غلامعلی حدادعادل

۱،۱۱۹،۴۷۴

۲

سیدعلیرضا مرندی

۷۰۹،۳۹۱

۳

سیدمحمدحسن ابوترابی‌فرد

۶۹۳،۳۸۴

۴

مرتضی آقا‌تهرانی

۶۹۰،۸۴۸

۵

سیدمسعود میرکاظمی

۵۸۵،۲۲۸

۶

بیژن نوباوه وطن

۴۸۱،۹۹۱

۷

احمد توکلی

۴۸۱،۰۱۲

۸

اسماعیل کوثری

۴۷۷،۴۰۵

۹

علی مطهری

۴۴۶،۱۵۸

۱۰

روح‌اله حسینیان

۴۳۲،۶۱۵

۱۱

علی‌اصغر زارعی

۴۱۳،۷۰۸

۱۲

علیرضا زاکانی

۳۹۹،۱۹۹

۱۳

حسین مظفر

۳۹۹،۰۱۴

۱۴

زهره طبیب‌زاده نوری

۳۹۵،۶۵۶

۱۵

محمد سلیمانی

۳۸۹،۲۵۶

۱۶

غلامرضا مصباحی‌مقدم

۳۸۹،۰۱۹

۱۷

سیدمهدی هاشمی

۳۷۷،۳۶۶

۱۸

سید‌محمود نبویان

۳۷۰،۰۳۷

۱۹

مهدی کوچک‌زاده

۳۶۷،۷۴۰

۲۰

مهرداد بذرپاش

۳۵۱،۵۲۵

۲۱

حمید رسایی

۳۵۱،۳۳۱

۲۲

الیاس نادران

۳۴۸،۳۸۳

۲۳

لاله افتخاری

۳۳۸،۱۹۶

۲۴

مجتبی رحمان‌دوست

۳۳۸،۰۸۸

۲۵

محمدرضا باهنر

۳۳۲،۵۹۱

۲۶

حسین فدایی‌آشیانی

۳۳۰،۹۴۰

۲۷

پرویز سروری

۳۲۴،۶۷۹

۲۸

فاطمه آلیا

۳۱۸،۴۹۸

۲۹

فاطمه رهبر

۳۱۶،۸۰۸

۳۰

حسین نجابت

۳۰۶،۱۹۴

۳۱

زهره الهیان

۲۸۸،۱۸۵

۳۲

قاسم روانبخش

۲۸۶،۱۵۲

۳۳

محسن کازرونی

۲۷۲،۲۵۵

۳۴

زهره سادات لاجوردی

۲۶۹،۳۶۰

۳۵

محمدناصر سقای بی‌ریا

۲۶۶،۵۵۵

۳۶

الهام امین‌زاده

۲۶۴،۷۱۳

۳۷

حسین طلا

۲۵۸،۳۴۲

۳۸

اسداله بادامچیان

۲۵۶،۲۲۰

۳۹

علیرضا محجوب

۲۵۵،۳۵۹

۴۰

حسن غفوری‌فرد

۲۳۵،۶۵۴

۴۱

حسن حمیدزاده

۲۳۳،۵۳۲

۴۲

سهیلا جلودارزاده

۲۲۶،۸۹۲

۴۳

محمدنبی رودکی

۲۲۰،۴۷۲

۴۴

محمدنبی حبیبی

۲۱۵،۸۶۵

۴۵

بتول نامجو

۲۱۳،۹۷۳

۴۶

محمدحسین استاد آقا

۲۰۸،۵۲۱

۴۷

فرهاد جوانمردی

۲۰۰،۲۷۲

۴۸

محمدجمال خلیلیان اشکذری

۱۸۰،۵۴۰

۴۹

علی‌اصغر خانی

۱۷۹،۱۴۷

۵۰

محمداسماعیل کفایتی

۱۷۶،۰۷۴

۵۱

علیرضا صفارزاده

۱۷۱،۶۷۹

۵۲

جواد محمدی

۱۷۰،۲۸۸

۵۳

حمیدرضا کاتوزیان

۱۶۵،۹۹۸

۵۴

علی خطیبی شریفیه

۱۵۹،۱۶۶

۵۵

ابراهیم انصاریان

۱۵۸،۲۳۸

————————————————————————————————-

پینوشت: رهبری بازهم در جواب به ادعاهای موهوم آقای هاشمی در مورد از بین رفتن اعتماد مردم به نظام ، چنین گفتند :” بعد از انتخابات پرهیاهوی سال ۸۸، برخی پیش بینی می کردند که اعتماد مردم به نظام اسلامی سلب شده است اما انتخابات ۱۲ اسفند پاسخی قاطع و روشن به این استنتاج غلط و گمانه زنی خطا بود

شهریور ۰۷۱۳۹۰
 

باز ابراهیم گفت: (ای مردم شما خود می‌دانید که) بتهایی را که به جای خدای یکتا به خدایی بر گرفته‌اید تنها برای حفظ دوستی (و استفاده مادی دو روزه) دنیای خود اتخاذ کرده‌اید و چون روز قیامت شود در آن روز شما از یکدیگر بیزاری جویید و به یکدیگر لعن و نفرین کنید، و جایگاه ابدی تمام شما آتش دوزخ است و هیچ یاوری ابدا ندارید. (آیۀ ۲۵ سورۀ عنکبوت)

اگه بعضی از کسایی که همیشۀ خدا تریبونِ از نوع نماز جمعه‌ایش رو داشته‌اند و دارند، دائما گله و شکایت از وضع بد حجاب و آب بازی ملت کنند و دائما از این و اون طلبکاری کنند، جوانی مثل من حق نداره بگه بفرما… آشیه که خودتون پختید!! مگه افسار این مملکت دست آمریکا و استکبار جهانی و شیطان بوده که وضع اینطوریه؟؟ اگه قرار باشه یقۀ کسی رو گرفت اون یقۀ خودتونه آقایونِ تریبون‌دارِ همه کاره.

اگه هنوز داغی کاغذ‌های یه چیزی به اسم “خاتون” سرد نشده، عده‌ای عوامل اونو تکفیر کنن و حکم اعدام براشون صادر کنند و بعدش مرجع محترمی همون حرفای نابخردانۀ اونا رو تکرار کنه و اگر در جواب ایشون، فرد مسئول “خاتون” با ادب و متانت و بدون بی ادبی نامه‌ای خطاب به ایشون منتشر کنه و دوباهر باز عده‌ای از نمایندگان، مسئول مربوطه رو تهدید کنند، کسی حق نداره بگه دعوا، دعوای دین نیست… آدم حق نداره شک کنه که مشتی مریض و افتدارگرا اطراف اون مرجع رو احاطه کردند که همیشه جز ایشون، صدای هیچ مرجعی در نمی‌آید و ایشون شده یگانه منادی حق؟؟؟…آدمِ عاقل حق نداره به این افراد بگه اقتدارگرای دیکتاتور؟ حق نداریم شک کنیم بهشون و مطمئن بشیم که اینها هیچوقت به آزادی تفکر و بیانِ هیچکس جز همقطاران و هم‌پالگی‌های خودشون اعتقادی ندارند؟؟؟؟

اگه رهبریِ انقلاب، مستقیما و به تاکید، بد و بیراه گفتنِ به این و اون توسط مداحان رو تخطئه کنند و بگن با چنین کاری مخالفند|، ولی دوباره باز مداحی که خیلیا اونو پیر غلامان اهل بیت میدونند، برای چندمین بار همون کارو بکنه… بازم میشه اون مداح رو دلسوزِ اسلامف و پیروِ ولایت بدونیم؟؟ میشه کسایی که برای فحش و ناسزاهای این آقا، الهی آمین سر می‌دن رو حزب اللهی و بسیجی اسم بذاریم؟؟

اگه دو سالِ پیش رفیق بیچارۀ از همه‌جا بیخبرم، به خاطر بحث با نیروی انتظامی به خاطر رفتار اشتباهشون ، الکی الکی واسش شش ماه زندان ببرند و تو این مدت خونوادشو تو بی‌خبری بگذارند، اما آقایانِ همه‌کاره،در عین گناهکاری و مقصر بودن، یا ول ول برای خودشون بگردند یا اگر زندان برند بعد از ۲۴ ساعت با نامه‌‌ای از فلان آیت الله از قم آزاد بشن…حق نداریم یه عدالتِ دستگاه قضا شک ببریم؟؟ آیا اگه بگیم تیغ قوۀ قضاییه، فقط پوست و گوشت بی‌کسان رو می‌بره ولاغیر، حرف مفت زدیم؟؟؟

از این اگه‌ها کم نیست. خواستم بدونیم که هنوز اول کاریم، خیلی مونده تا این انقلاب به اون چیزایی برسه که آرزوشونو داریم. آرزوی اینکه بی عدالتی نباشه. آرزوی اینکه اسلام وسیله نباشه. آرزوی اینکه به زن و مرد مثل هم نگاه نکنند! آرزوی اینکه هرکسی بتونه تمام استعداداشو به راحتی شکوفا کنه و همش و همش، تا آرزوی اینکه انسان خلیفۀ واقعی خدا باشه… فکر می‌کنم هنوز اول راهیم و تا برسیم به قدم‌های آخر که فقط حجتش میتونه سنگینی اونا رو برداره، بی نهایت قدم مونده!

+شیرین کاری رجانیوز

 

———————————————————————————————————————————————

تکنوشت : خبرنگار اعزامی به سومالی تبلیغات روی لباسهای اهدایی غرب به کودکان سومالی را تمسخر میکند، اما در تمام گزارش، مردم آنجا را خفه میکند تا به آنها بفهماند که ایران به آنها کمک کرده و آنها پشت دوربین خوشحالی کنند و از ایران تشکر کنند.  در ضمن آن کپرهای درب و داغان آن بیچارگان، از  لحاظ استحکام سگش می ارزد به آن چادرهای اهدایی ایران. مسئولان هرکه هستند، لطف کنند و کمکهای مردم روزه دار ایران را با این کارهایشان بی اجر نکنند. (لینک)

مرداد ۱۸۱۳۹۰
 

وقتی یه نفر به اسم آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، از دو سال پیش دائما حرفش برگردوندن اعتماد از دست رفتۀ مردمه و رهبری در سخنرانی اخیرشون به این موضوع  اینطور اشاره کردن که :

“متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مکرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ى مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میکنند؛ ……….”

اونوقت اگه هیچ جا تو هیچ خبرگزاری این موضوع بولد نشه، آدم لجش بدجوری در میاد!

خیلی وقت پیشا دلمون به رجا نیوز خوش بود که شده برادر دوقولوی جهان نیوز! اون تیتر میزنه این تقدیر میکنه این یکی تیتر میزنه اون هورا میکشه!

این چند وقته تنها این موضوع نبوده که لج منو در آورده! از نازکردن اصلاح طلبا و ناز کشیدن بعضی آقایان اصولگرا گرفته تا……… اومدن ورژن های مختلف احمدی نژاد از ۸۴ تا ۸۸ و ۹۰…… همش حال به هم زنه!

این تکه از سخنان رهبری هم با یادآوری دوست عزیزم اضافه شد:

“تجربه‌ى متراکم در قانونگذارى، در اجرا؛ این هم جزو نقاط درخشان کشور است. جمعیت کشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بکنم؛ من معتقدم که کشور ما با امکاناتى که داریم، میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیرى که میخواهد براى متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!”

———————————————————————

پینوشت : اگه لج شما هم در اومده، دسترنج هنری منو ببینید تا آروم شید

 

 

 

تکنوشت ۱: هرکس گفته ما متاهل شده ایم، بداند که نشده ایم

تکنوشت ۲: بنده عشق به میهن را با گذشتن ازپول مفت به مبلغ ماهیانه ۲ میلیون تومان نشان دادم! هرکس مدرکشو خواست بگه نگن دروغ گفت

تکنوشت ۳: پول محتاج میباشم! به همین دلیل وقت وبلاگ آپ کردن نداشتم. بالاخره آدم باید از یه جا در بیاره دیگه! گرچه که سنار هم بهمان نداده اند!

تکنوشت ۴: از دوستانی که به آنها در این مدت سر نزده ام  معذرت میخوام! بعدا هم احتمالا وقت نکنم سر بزنم!

اردیبهشت ۲۲۱۳۹۰
 

اگر هر روز پس از نمازهایت، فرج خوانی؛ اگر هر روز طلبِ وسعتِ روزی و عاقبت به خیری کنی؛ اگر هر شب پیش از خواب آمرزش خواهی؛ اگر هر هفته دعای کمیل و ندبه‌ات ترک نشود؛ اگر هر سحر با پروردگار و ولی‌اش عهد بندی؛ اگر هر ظهر به حسین (ع) و یارانش سلام فرستی و … اگر در نهایت تمام ادعیه‌ی مفاتیح را بخوانی … ولی فقط بخوانی و فقط ورد گویی و فقط زمزمه کنی؛ زمزمه‌ها و اورادی که راهی به روح و خلق و خویت ندارند……می‌دانی چه می‌کنی؟؟

کاری بیهوده….تیرهایی به هدفی بسیار دور پرتاب میکنی؛ البته نه با کمان که با دست!

ای اباذر، برای کسی که اعمال نیک دارد، به همان میزانی که نمک برای غذا  کافی است، دعا نیز به همان اندازه برای او کقایت می کند. ای اباذر، کسی که بدون عمل به وظایف دعا می‌کند مانند کسیست که بدون کمان، تیر اندازی می‌کند.

 

اگر هر روز بی نماز هستی، اگر هرچه پروردگار به تو می‌دهد باز می‌خواهی و او باز می‌دهد، اگر هر شب با باری از آلودگی ها می‌خوابی، اگر هر روز پلیدیت افزونتر می‌شود و اگر زشتی‌ای نباشد که نکرده‌باشی… ولی هرچه کرده باشی و کرده باشی، بازهم در وفور نعمت و خوشی غوطه خوری ….آنگاه به یاد آر  سخنان پیمبر را:

ای اباذر، اگر تمام زمین و آسمان و هرچه در آنست، برای پروردگار به اندازه‌ی بال مگس یا پشه‌ای ارزش داشت، یک جرعه آب آن را بر کافر روا نمی‌داشت.

ای اباذر، خداوند نه تنها کار بنده‌ی صالحش را اصلاح می‌کند، بلکه کار فرزندان و  فرزندانِ فرزندانِ اورا نیز اصلاح می‌نماید و (بسته به عبودیت او) افراد و خانه‌های محله و شهر و بلاد کشورش را حفظ می‌نماید.

پس اشتباه نکن؛ نه تو ارزشی داری نه آنچه خداوند به تو ارزانی داشته!

—————————————————————————————————————————————-

تکنوشت: چطور است زمانی که  بعضی‌ها مثل آقای هاشمی با هزاران تخظی در ولایت پذیری، اگر هزار سال یک بار آن هم با زور و ضرب، بر ما منت نهند و افاضه بفرمایند که “من ولایت فقیه را قبول دارم” (آن هم به صورتی کاملا سربسته و مسخره) هیچ یک از آقایانِ شیفته‌ی ولایت صدایشان در نمی‌آید و مثلا بگویند “تو غلط کرده‌ای که فقط میگویی، تو باید عمل کنی” یا بگویند ” فکر کرده‌ای اینقدر کافیست؟؟ تو حتی اگر زنت توسط رهبری بر تو حرام شود باید قبول داشته باشی” یا “ما بیش از این از تو انتظار داریم، تو باید بروی نوک انگشتان پایِ رهبری را در ملا عام ماچ کنی ” و یا  ” توی بیشعورِ بی حیایِ بی شرم، حتما باید بگویی رابطه‌ی ما امام و مامومیست، نه چیز دیگری” … اما اگر یک احمدی‌نژادِ بدخت با خطایی کوچک در ولایت پذیری ( اگر اسمش خطا باشد) و هزاران خدمت در حق ولایت،  هر روز بیاید و بگوید ما در مسیر ولایت هستیم و اولین مسئول مهم مملکتی باشد که دست رهبری را بوسیده؛ همه‌ی ذوب شدگانِ در ولایت باید جیغ و دادشان در بیاید و هر روز طلب “غلط کردن در ملا عام” توسط رئیس جمهور را داشته باشند؟؟

فروردین ۲۶۱۳۹۰
 

امروز در وبلاگ یکی از دوستان (پابرهنگان) مطلبی با عنوان ” رابطه‌ی ما و ولی فقیه، رابطه‌ی ارشادی و تکلیفی نیست ” خواندم که واکنشی بود در جواب به اظهارات آقای “جوانفکر” در رابطه با “ارشادی” دانستن نامه‌ی رهبری به رئیس جمهور در خصوص به مصلحت نبودن انتصاب آقای “مشایی” به سمت معاون اولی { البته آقای جوانفکر کلا تکذیب کرده بودند!  حالا چه چیز را نمی‌دانم} .در ابتدای این نوشته خاطره‌ای از زبان آقای ناطق از زمان ریاست جمهوری رهبری در مورد اختلاف نظر ایشان با امام در مورد نخست وزیری آفای موسوی، آورده شده است که بسیار خواندنیست:

“مقام معظم رهبری در مقام رییس‌جمهوری در یک محذوریت عجیبی قرار گرفته بودند. از یک طرف احساس می‌کرد از نظر شرعی و وظیفه، به مصلحت کشور نیست مهندس موسوی را معرفی کند و از طرف دیگر نظر امام آقای موسوی بود. بنابراین برای حضرت امام نامه‌ای نوشتند که اگر حضرت‌عالی تشخیص می‌دهید که باید مهندس موسوی را معرفی کنم، حکم کنید، شما رهبر هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد. حضرت‌عالی حکم کنید تا من ایشان را بگذارم. امام هم می‌فرمودند: من حکم نمی‌کنم. من حرف خودم را می‌زنم.

بن‌بست عجیبی پیش آمده بود. جریان بن‌بست نخست‌وزیری خیلی اوج گرفت. پنجشنبه‌ای بود که خدمت آقای هاشمی رفتم. ایشان در حیاط منزل‌شان به تنهایی مشغول مطالعه برای نماز جمعه‌ی فردا بودند. گفتم آقای هاشمی شرایط بدی پیش آمده، موضوع نخست‌وزیری را حل کنید، از یک طرف امام می‌فرمایند نظر من آقای موسوی است از طرفی هم آقای خامنه‌ای می‌گویند اگر نظر امام این است، حکم کنند تا من در قیامت توجیه شرعی داشته باشم، این باید حل شود”

و در ادامه:

“برای حل این مشکل، آقای ناطق نوری به همراه آقایان مهدوی کنی، جنتی و یزدی به دیدار حضرت امام رفتند تا از امام، حکم معرفی موسوی را به مجلس برای آیت الله خامنه‌ای بگیرند تا از این طریق وی به مجلس معرفی گردد. وقتی موضوع را ناطق نوری با امام مطرح کردند ایشان فرمود: «من حکم نمی‌کنم اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر…» و بعد امام به دلیل این که برخی از رجال سیاسی این گونه گفته بودند که حذف موسوی باعث تضعیف جنگ خواهد شد و در آن مقطع هم برای امام هیچ چیزی مهم تر از سرنوشت جنگ نبود، اشاره کردند که مصلحت است که موسوی باشد.”

و در نهایت آقای خامنه‌ای با شنیدن این موضوع گفته‌اند “برای من اتمام حجت شد”.

در این نوشته نویسنده پس از ذکر نکاتی دیگر به این نتیجه رسیده‌ که سخنان ولی فقیه ارشادی و تکلیفی ندارد و همگی واجب الاطاعه هستند.

پس از خواندن این نوشته سوالاتی در ذهن من ایجاد شد که لازم دانستم آن‌ها را نه تنها برای جناب آقای پورغلامی بلکه به خاطر اهمیت آن برای دوستان دیگر نیز، به صورت نکاتی مطرح کنم { هرچند خوانندگان این خرابه‌ی ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد، که نمیرسد}:

۱- از سخنانی که آقای ناطق نوری مطرح کرده‌اند مشخص می‌شود این اختلاف نظر مربوط به چند روز و چند هفته نبوده است، بلکه تردید آقای خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت) برای معرفی آقای موسوی به گونه‌ای طولانی شده بوده است که خیلی از خواص و  حتی عوام نیز از آن اطآزمون ولایت پذیریلاع داشته‌اند. در این صورت، ایشان، هم می‌دانسته که نظر امام در این مورد چه است و هم شک و تردید داشته که نظر امام را ساری و جاری کند یا نظر خودشان  را. پس اگر در آن زمان “سایت الفی” وجود داشت، احتمالا روزشمار ولایت پذیری آقای خامنه‌ای (رئیس جمهور آن زمان) شاید نه تنها از یک هفته بلکه از یک ماه هم بیشتر کنتور می‌انداخت.

۲- در قسمتی از آن خاطره امام فرموده بودند: “من حکم نمی‌کنم اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر…” . اگر سخنان ولی فقیه ارشادی و تکلیفی نداشته باشد آنگاه گفتن چنین سخنی چه معنایی دارد؟؟؟ چه معنایی دارد که ولی فقیه بگوید :”من به عنوان یک شهروند حق سخن گفتن دارم یا نه …”؟؟ چرا ولی فقیه بگوید من حکم نمی‌کنم؟؟ اصلا اگر ارشاد و تکلیفی وجود نداشت، “حکم” و “غیرحکم” چه جایی از اعراب داشت؟؟

۳- آقای بهجت همیشه در توصیه‌هایشان می‌فرمودند: “به آنچه می‌دانید عمل کنید، همین کافیست”. در همین خاطره نیز آقای خامنه‌ای در آن زمان گفته اند: ” شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم”. با توجه به این و برخلاف نظر آقای پورغلامی عزیز معتقدم چه اشکالی دارد که کسی سخن ولی فقیه را ارشادی بداند و کس دیگری آن را تکلیفی!؟؟ اگر یک نفر به این استدلال رسید که سخن ولی فقیه ارشادی است چرا باید بر خلاف نظر خودش و آنچه خود به آن رسیده اقدام کند؟؟ اگر اینگونه بود که خداوند قوه‌ی عقل و استدلال را از انسان سلب می‌کرد و یا رسولانش را بدون برهان و استدلال به سوی مردم می‌فرستاد. مگر غیر از این است که حضرت محمد نیز با یارانش با استدلال و منطق سخن می‌گفت. آیا شما داستانِ موسی و خضر را نشنیده‌اید؟؟ آنجایی که خضر کارهایی می‌کرد که با استدلال عقلی و منطق ناسازگار بود و موسی دائما اورا مورد سوال قرار می‌داد و مخالفت می‌کرد. آیا موسی اشتباه می‌کرد؟؟ آیا اگر بدون سوال و تعجب دنبال خضر راه می‌افتاد اشتباه نکرده بود؟؟ درست است که موسی بصیرت نداشت تا اعمال خضر را بفهمد اما آیا او بهترین کار را نکرد؟؟اینکه انسانی کورکورانه در مسیر درست حرکت کند خوب است؟ مگر نه اینست که حضرت علی فرمودند در زمان فتنه و آن زمانی که نمیدانید حق و باطل چیست بهترین کار اینست که مانند شتری باشید که به هیچ کس سواری نمی‌دهد؟؟

۴- آیا ولایت فقیه بالاتر از مقام خداوندی و الهی است. خداوند نیز دستوراتی دارد. عده از آنها واجب است و حرام و عده‌ای مستحب است . آیا اگر کسی اعمال مستحبی را انجام ندهد، نافرمانی خدا را کرده است؟؟ آیا اگر بعضی مستحبات خداوند بر پیامبرش واجب است که اگر انجام ندهد نافرمانی کرده ، بقیه نیز  اگر انجام ندهند نا فرمانی کرده اند؟ آیا اگر پیامبر خداوند با توجه به بصیرت و درکش از عالم هستی، عملی را بر خود واجب ببیند، افراد عادی نیز باید چنین کاری کنند؟

۵- “عنوان” نوشته‌ی آقای پورغلامی گویای همه‌ی سخنان من است. ایشان گفته اند ” رابطه‌‌ی ما و ولی فقیه رابطه‌ی ارشادی و تکلیفی نیست”. من نیز سخن ایشان را تصدیق می‌کنم و می‌گویم بله. رابطه‌ی “شما”  اینگونه است. زیرا شما بصیرت و بینشی بسیار قوی‌تر از امثالِ منِ نادان دارید. بگذارید شما پیغمبر باشید و ما مردمی عادی. مستحباتِ ما را واجب نکنید.

———————————————————————————————————————————-

تکنوشت: دیروز با دیدن خیل کثیرِ داوطلبانِ آزمون دکترا به خیل کثیر الافان این مرز و بوم پی بردم. البته این را همان اولِ صبح فهمیدم. زمانی که برای ورود به دانشگاه با ماشین،  به خاطر ترافیک حاصل از ماشین‌های عاشقان عرصه‌ی علم‌جویی، مسیری کمتر از یک کیلومتر را نزدیک به یک ساعت طی نمودم! با این وضعیت چاره‌ای نمانده جز فرار مغزمان!!!!