آبان ۱۰۱۳۹۱
 

از دانشگاه به سمت خوابگاه بر می‌گشتم. ساعت حوالی ۲ بود. دانش آموزان دو مدرسۀ راهنمایی دخترانه و پسرانه با هم تعطیل شده بودند. صحنه‌هایی دیدم که به قول دوستان “گرخیدم گرخیدنی”. بستنی‌ای که به نوبت توسط ۲ دختر و یک پسر لیس زده می‌شد. فحش‌های ناجوری که به یکدیگر می‌دادند و کسی ناراحت نمی‌شد و حتی لذت هم می‌بردند. دخترکی که کیف پسرک را می‌کشید و آن هم روسری دخترک را. همه هم دخترکان و پسرکانی زیر ۱۴ سال!! بسی هار و وحشی

————————————————————————-

پینوشت: من که جرات نمی‌کنم در این زمانه فرزندی داشته باشم. واقعا دست پرورده‌های جمهوریِ اسلامی باید چنین باشند؟؟ این از اصلاح سبک زندگی گذشته است.

[suffusion-the-author]

[suffusion-the-author display='description']

  ۲۳ Responses to “ترسیدم”

  1.  

    حرف دل امام،حرف آخر است
    کلیپ زیبا با سخنان حاج سعید قاسمی
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=7556

  2.  

    سلام داش حسام
    داداش مارو به کلی فراموش کردیا…
    حسام الدین: سلام. من خودمم فراموش کردم حاجی!

  3.  

    کامنتِ بانو بسی قابلِ توجّه است. :))

  4.  

    سلام
    با مطلبی تحت عنوان” ما احمدی نژادیها وانتخابات آینده بروزم” منتظر نظرات شما هستم
    در ضمن شمارو لینک کردم

  5.  

    ایام سوگواری سالار شهیدان تسلیت باد
    حسام الدین: سلام. بر شما نیز!

  6.  

    سلام علیکم
    اینها که بچه بودند بنده خودم هفته گذشته پاساژ علاء الدین رفته بودم موبایل بخرم دو نفر از فروشنده های داخل مغازه کاملا شاد و شنگول به هم از این فحش های ……. نثار میکردند خیلی هم خوشحال و خندان بودند! بنده درجه حرارتم رفت بالا تا حدی که احساس کردم مغزم در حال پختنه! بعد اونها خدا نکنه که به روی مبارکشون هم بیارند چنین چیزهایی رو.
    حسام الدین: سلام. بهله! متاسفانه خیلی بد دهن شده ایم!

  7.  

    (کامل بخون)خوب می تونم بگم اشکالی نداره چنین کاری (از نظر من و اونا)
    مهم اینه که بفهمن (یا بفهمیم و بشون بفهمونیم) این کار کار خاص و جالبی نیست (به نظر من )
    منظور من اینه که این جور مسائل طوری بشود که طوری بشود که طوری بشود که هم شما با جنبه باشید و هم اونا عقده ی این کارو نداشته باشن و مهم تر اینکه بفهمن ادامه اینو نرن (مثال خوبشو اگه میخوای اقا حسام مسایل شراب و ایناس که زمان پیامبر هم بود و الان نیست چرا؟ سادست برای اینکه کسی نفهمید که بیشتر از چند بارو یه پیک دو پیکش نره یا یه مثال دیگه اعتیاد تفریحی هست که دیگه توضیحم نمی خواد)
    سعی کن نیکی و عقل رو بفهمی و به بقیه بفهونی …
    و در اخر شما رو دقیق نمیشناسم خوبی یا نیستی ولی سعی کن از کارای خودت بترسی … قبل از اینکه در مورد اونا و امثالشون پست بعدیتو بزاری در مورد خودت فکر کن … و بنویس و بنویس …
    به دنبال فردا (یه دوست اصول گرای اصلاح طلب دموکرات حامی حقوق بشر ناسیونال ! و همین طور بچه دبیرستانی!)
    کلام آخر : اون روز خوب نمی آد روز خوب رو ما می سازیم …
    حسام الدین: سلام. ما که سراسر مشکلیم! ادعایی نداریم.

  8.  

    .
    با سلام بر شما دوست انقلابی و دیگر دوستان

    با مطلب هشدار دهنده:

    مرگ ستار بهشتی نباید رخ می داد و از حالا به بعد باید مجلس آژیر آماده باش خودش را به صدا در بیاورد

    به روز شده ام. دوستان حتما” مطلب هشدار دهنده را مطالعه نمایند.

    http://noore14d.blogsky.com

  9.  

    سلام

    حق داشتید بگرخید :) اما به نظرم دیدن یکی دو مورد ترس نداره چون همیشه از این موارد وجود خواهد داشت، زمانی باید ترسید که این مسأله اپیدمی بشه.
    مسئول این رفتارها هم همه هستند: حکومت، روحانیت، آموزش و پروش و خانواده. پرورش و تربیت نسل و فرهنگ سازی مسائل مهمی است که مغفول مانده. چرا که همیشه عده ای فکر می کنند بگیر و ببند راه حل است، در صورتی که مگر میشود چشم مردم را هم مثل چشم چهارپا بست تا در خط مستقیم حرکت کند؟! انسان ها رو باید تربیت کرد و آموزش داد تا قوه تشخیص پیدا کنند.
    حسام الدین: سلام. کاملا موافقم

  10.  

    سلام
    از اونجایی که تا به دوستان اطلاع رسانی نکنی بهت سر نمی زنن به همین مناسبت با مطلبی تحت عنوان (چقدر به هم بدهکاریم؟) به روزیم.

  11.  

    با سلام

    آنها در معصومیتشان با هم بازی میکردند و شما آن را باچشم کراهت میدیدید. اگر آنها نظر بدی در بازیهایشان داشتند چرا جلو چشم همه ابن کار را میکردند؟ ما هم در آن سن و سال با پسرها بازی میکردیم, کتک کاری میکردیم, سنگ بطرف هم میپراندیم در نهایت معصومیت. بموقعش چادر سرمان گذاشتند, پسرها هم سرشان را انداختند پائین و سر تحصیلاتشان رفتند یا دنبال کار پیدا کردن. و در کوچه, همبازیهای دوران کودکی حتی دیگر بهم سلام هم نمیدادند, چون فهمیده بودیم بزرگ شده ایم. و البته از هر نگاه مشکوکی هم فرار میکردیم.
    بچه باید بچگیش را بکند و عقده ای بار نیاید. ممکن است بگوئید اگر از حالا جلوشان گرفته نشود, بعداُ آن میشوند که می بینیم. من میگویم چون موسوی و گشت ثار الله و خواهران زینب و شوهر همسایه و بقال سرکوچه و… جلو جوانها را گرفتند و به آنها درس اخلاق دادند (به آن طرز موثر) که به اینجا رسیدیم . آنچه که در جامعه میبینید استفراغی است از آنچه که به او خورانده شده.
    حسام الدین: سلام. این کارهایشان در کنار صحبتها و ناسزاهایی که به هم میگفتند هیچ شباهتی به بازی و معصومیت و این چیزها نداشت. شاید باید به طور کامل رفتارشان را توضیح میدادم.

  12.  

    من هم صبح ها که دارم می رم محل کار، از این صحنه ها زیاد می بینم. چند بار تصمیم گرفتم برم جلو و چیزی بهشون بگم. اما اینکه چه چیزی بگم که اثر داشته باشه، به ذهنم نرسید.
    من بیش از اون که جامعه رو مقصر بدونم، خانواده رو مقصر می دونم. یعنی وقتی به دوران کودکی و نوجوای خودم نگاه می کنم، می بینم که خونواده من، نظارت بیشتری بر روی اعمال، رفتار و گفتار من داشتند. اما حالا انگار ول کردن بچه ها رو. حالا خود این البته دلایل زیادی داره اما به نظرم هیچ کدوم نافی نظارت والدین نمی شه.
    حسام الدین: بله. صد در صد مسئول مستقیم آن خانواده ها هستنند! اما چرا باید خانواده های ایرانی اینطور شده باشند؟؟

  13.  

    ﺳﻼﻡ.
    ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮﻟﺪﺗﻮﻥ ﺑﺎ ﻋﯿﺪ ﻏﺪﯾﺮ ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩﻩ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﺒﺮﯾﮑﺎﺕ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮔﻢ!
    حسام الدین: سلام. ممنونم! لطف دارین! ایشالا تولد خودتون :))

  14.  

    خوب الهههییییی شکر که ترسیدی…!!!:)
    حسام الدین: :))

  15.  

    سلام
    ما مازندرانی ها مثلی داریم که ترجمش اینه:مرغ هرچی که خاک رو با پاهاش به هوا بده همش میریزه روی سر خودش مثل این خانواده ها هم مثل مرغه
    البته به کار بردن حکومت یک موضوع کلیست در حالی که شورای فرهنگی یا آموزش و پرورش باید کاری میکرد
    حسام الدین: سلام. فکر کنم کم تقصیرترین نهدا همان آموزش پرورش باشد!عملکرد کلی نظام اسلامی مقصر است

  16.  

    سلام آقای حسام.
    عید سعید غدیر و همینطور تولدتون مبارک..
    همیشه زنده و سلامت باشید. در پناه خداوند بزرگ و در کنار خانواده محترم..
    حسام الدین: سلام. ممنون! لطف دارین! همچنین! عید شما هم مبارک باشه.

  17.  

    سلام.
    ما هم خیلی وقت است از آدمهای این دوره و زمانه داریم می ترسیم. بچه راهنمایی های این روزها به همه چیز شبیه اند جز به سن و سالشان!
    حسام الدین: سلام. خیلی وقت بود خبری از شما نبود؟؟ خوب هستین؟؟

  18.  

    نمی دانم این کتابهای حدیث در مورد آخرالزمان را خوانده اید یا نه؟ اما جایی دیدم این حدیث را که تنها راه حفظ دین مرد درآخر الزمان این می شودکه دست وزن و فرزند خود را بگیرند و مانند روباه که از لانه ای به لانه ای می گریزد فرار کند از جوامع فاسد. بنا براین حرفتان در مورد خطر برای نسل بعدی کاملا درست است.
    اما چیزی که گفتم را دست کم نگیرید. می دانم احتمالا مشکل از خانواده ها است اما این حداقل کاری است که ما می توانیم انجام دهیم که ولو به احتمال یک در هزار اثر داشته باشد.
    اما نگفتی تازه داماد عزیز! حالا خودت بالاخره می خواهی بچه دارشوی و جمعیت شیعه علی را زیاد کنی یا نه؟ اردوغان که از هر خانواده ترک سنی سه بچه خواسته است!
    حسام الدین: سلام.بله. حق با شماست! آن حدیث هم درست است. در مورد بچه دار شدن نیز هر چه که خدا بخواهد

  19.  

    سلام اخوی…عیدتون مبارک..تا اونجا که یادمه تولدتون هم عید غدیر بود..پس تولدتون هم مبارک….
    راستی همه چی هم به دولت و نظام و حکومت برنمی گرده….مهم خانواده است….زمان شاه که نوجون ها و جوون ها اینجوری نبودن حکومت اینطوری می خواست؟؟؟
    حسام الدین: سلام. مرسی. ممنون! بله تولد من عید غدیره! بله. همه چیز به دولت و نظام بر نمیگرده. خانواده هست. روند گرایش جهانی به نسبی گرایی و ضدیت به اخلاق و شیطان هم هست. اما نظام هم به این موضوع دامن زده. طوری که عده ای از قصد و به دلیل تحقیرهایی که شده اند، فرزندانشان را بی بند و بار، تربیت میکنند

  20.  

    آقا نترسون..

    ما چند ماه دیگه بابا میشیم..
    حسام الدین: سلام. ا؟؟ تبریک. به سلامتی :))! ولی عطار جان واقعا باید بترسی عزیز

  21.  

    سلام مجدد

    حرفمو پس میگیرم،میدونهای رسالت تهران دیگه چنین وضعی هم نداشت! یعنی شدتش کمتر بود،دخترا بودن،پسرا هم بودن،ولی زیاد با هم نبودند! فوقش یه دو سه تاشون به یکی تیکه مینداختن،دیگه تا کشیدن مقنعه و لیسیدن مشترک بستنی پیش نمیرفتن!!
    حسام الدین: حالا که ما دیدیم! قبلا هم زیاد دیده بودم.

  22.  

    فقط امیدوارم اشتباه دیده باشد و احتمالا آن افراد بیرستانی بوده باشند – که بعید هم نیست – اما به هر حال اگر مدارس مذکور را شناسایی کرده اید شرعا موظف هستید مراتب را به آموزش پروش اطلاع دهید تا با فرستادن بازرس به مدرسه مذکور و در صورت اهمال مربیان مدرسه با خود آنان برخورد کنند. می دانم می گویید « برو بابا دلت خوشه» اما این حداقل کاری است که می شود انجام داد.
    اگر این موضوع ما مدارس راهنمایی باشد آنهم با در نظر گرفتن ۶ پایه شدن ابتدایی ها بزودی کار به مدارس ابتدایی هم می کشد.
    حسام الدین: سلام. واقعا که همان که گفته اید! برو بابا دلت خوشه؟؟؟ مشکل این حرف ها نیست. مشکل طبقه ایست که فرزندان خود را بی بند و بار تربیت کرده.البته حکومت نیز کم تقصیر ندارد. در ضمن مطمئن باشید. بچه های راهنمایی بودند.

  23.  

    اه اعصابم خورد شد;-& خرداد پارسال بعد امتحانات،میدون رسالت تهران هم چنین وضعی داشت!
    کدوم شهر بود این قضیه؟

    البته جمهوری اسلامی در این ۳۴ سال هیچ مسئولی نداشته،پس تیکه اخر جنابعالی نا مفهومه!!! باور ندارین برین از مسئولین سابق و فعلی بپرسین!
    حسام الدین: سلام. تهران. حوالی بلوار کشاورز! منظور من در مورد جمهوری اسلامی کاملا مشخص است :)

 پاسخ دهید

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>