فروردین ۲۷۱۳۹۱
 

در پارکی در مرکز لندن، افراد یک به یک بالای سکویی می‌روند و در مورد موضوعی صحبت می‌کنند. هیچ قید و بندی برای زدن حرف‌ها وجود ندارد. هر کس نظرش را می‌گوید و اگر افرادی خیلی با او مخالف باشند تنها با لبخند “owwww” می‌گویند. این مخصوص یک پارک و دو پارک نیست. در هر گوشه‌ای که بروی همین بساط است. مباحث هم به چیز خاصی محدود نمی شوند. از وضعیت اقتصادی و مباحث سیاسی گرفته تا مباحثی مربوط به خدا و پیغمبر و عرفان و فلسفه و …!

اما اینجا ایران است. سالهاست که کسی بر لزوم ایجاد کرسی‌های آزاد‌اندیشی و نظریه‌پردازی پافشاری می‌کند. اما حتی در دانشگاه‌ها هم اتفاقی نمی‌افتد!

اشکالِ کار هر جا که باشد، لیاقتمان بیش از این نیست که هستیم

[suffusion-the-author]

[suffusion-the-author display='description']

  ۱۵ Responses to “همه چیزشان بد نیست!”

  1.  

    تنور کرسی‌های آزاد‌اندیشی و نظریه‌پردازی فقط زمانی داغ میشه که نزدیک انتخاباته یا میخوان یه سری بازی تبلیغاتی در بیارن که ماهم آره میشنویم…
    یهو تلویزیون میشه تریبون آزاد واسه آدم های بیگانه ای امثال ما که همگی تحت تاثیر شیطان بزرگ هستیم !
    والله اینجور نیست ، بخدا ماهم یکم میفهمیم ! ( درسته کمه اما خب هست )
    بعدشم که بازی های سیاسیون تموم شد اگه حرف بزنی میشی دست نشانده شیطان بزرگ !
    خدایی مارو گرفتین ؟
    حسام الدین: سلام. درست میگویید. ولی ما شما رو نگرفتیم :)

  2.  

    این یه رسم بسیار قدیمی و مختص هایدپارک لندن اونم فقط در روزهای یکشنبه است. مدلش هم اینه که گوینده نباید پاش روی خاک انگلیس باشه! (حتمن یه داستانی و یه سرگذشتی داره. مثه اینکه کسی میخواسته برعلیه دولت حرفی بزنه و گفتن در خاک انگلیس حق نداری اونم رفته روی چارپایه و گفته حالا که دیگه روی خاک انگلیس پامو نذاشتم! الانم همین رسمه). هر کی میخواد حرف بزنه یه چارپایه ای چیزی میاره . حتا دیدم یه بار یه نفر رفته بود روی دوش دوستش نشسته بود و حرف میزد. حرفا هم از همه نوعی هست ولی بیشتر سیاسی یا مذهبی هستن معمولن.
    حسام الدین: سلام. ممنون از توضیحات

  3.  

    سلام
    امروز کرسی آزاد اندیشی نشون دادن!! :)
    دانشگاه ازاد علوم و تحقیقات بود و موضوع بحث، انتخابات مجلس بود، یعنی ۸ اسفند، اون موقع برگزار شد و الان پخشش کردند! هیچ کس هم نگفت شرکت نمی کنم، همه به نمایندگان توصیه می کردند و از اتحاد می گفتند و …:)

    با اون کامنتِ ناشناس هم تا حدودی زیادی موافقم، بحث ها باید در چهارچوب های تعریف شده باشد، به قول معروف، آزادی بیان داریم، آزادی بعد از بیان، نه! البته با پایانِ کامنت موافق نیستم و همه چیز را متوجهِ شخص اول، نمی دانم، اطرافیان کاسه‎ی داغتر از اش هستند…
    با ان جنابِ فرج خواه هم بسیار موافقم: من جای شما بودم مینوشتم: «خیلی چیزهاشان خوب است»!

  4.  

    سلام.
    “سالهاست که کسی بر لزوم ایجاد کرسی‌های آزاد‌اندیشی و نظریه‌پردازی پافشاری می‌کند.”
    آنچه سالهاست بر آن تاکید میشود آزاد‌اندیشی “دینی” است. آن هم از نوع “اسلامی”. تازه آن هم “شیعی”. تازه آن هم “دوازده امامی” و از همه مهمتر “معتقد به ولایت فقیه”. به همه اینها اضافه کنید یک قرائت خاص و محدود را و طرد هرگونه اندیشه دینی شیعی ۱۲ امامی خارج از این قرائت را تحت عناوینی مثل “اسلام امریکایی”.
    خلاصه به گمانم یک نفر هست که بدون رودربایستی ایستاده و میگوید منظور از آزاداندیشی همین است و نه جز این: کامران دانشجو.
    حسام الدین: سلام. بعد معنای “آزاد: اندیشیش چه میشود؟

  5.  

    سلام
    [خنده]
    من از اولش گفتم که به غرب بدبینم.البته نه مردمش. اما حکومت هاش. حکومت های غربی هم همه یک مدل دارند. در واقع حکومت هاش همین هستند که فرمودید.
    وضع همین انگلیس رو ببینین.
    در واقع چیزی به نام آزادی فکر وجود نداره. این گفتگوها هم معمولاً یک روش زیرکانه است که به مردم خط فکری بدهند. در واقع یک جور تاتر!
    ببینید وقتی مردم در غرب حقیقتاً شروع کنند به فکر کردن میشه وضع امروز آمریکا: جنبش وال استریت. تازه الآن مردم کامل نمیدونن چه بر سرشون آمده.
    اگر یادتون باشه امام در یکی از بیاناتشون فرمودند (نقل به مضمون) وقتی مردم غرب کاملاً بفهمند که دولتشون با آنها چه کرده عاقبت سختی در انتظار دولت خواهد بود.
    حسام الدین: سلام. عزیزم اونا فهمیدن که چه بلایی سرشون اومده! اما به بن بست رسیدن. چون هیچ فکر جایگزینی تو اون جامعه وجود ندارد! برای همین رکود وجود دارد!

  6.  

    سلام
    من جای شما بودم مینوشتم: «خیلی چیزهاشان خوب است»!
    دکتر جون! تو رو درباسیتی دوستات موندی!
    از نظر من بزرگترین حسن غربیها اینه که از توانایی «خود گول زنی» بی بهره اند.
    حسام الدین: سلام. :)

  7.  

    سلام
    البته. اما این ظاهر قضیه است.
    کدام مردم؟
    چه افکاری؟
    به چه منظوری؟
    میدونید این دقیقاً سیستم غربیه :القای تفکر با ظاهری موجه.
    حسام الدین: سلام. شما زیادی بد بینید! فکر کننم غرب رو چیزی جز مجموعه ای از شیاطین نمیدانید

  8.  

    سلام
    من موافق کرسی آزاد اندیشی هستم. مشکل ما اینه که همه در هنگام بحث گوش هامون رو میگیریم.

    اما درباره پارک یا پارک های لندن!
    من به طور کل به غرب بدبینم. دلیل هم دارم البته ها. این غرب همه چیزش کاریکاتور است.
    باید دید این گردهمایی ها توسط چه کسانی و به چه منظوری برپا میشود.
    حسام الدین: سلام. توسط مردم! به منظور انتقال افکار با خالی کردن خودشان

  9.  

    سلام
    درغرب هرچه گشتم اسلام بود ولی از مسلمان خبری نبود !!!
    والعاقبه للمتقین

  10.  

    سلام
    ” در پارکی در مرکز لندن ……”
    “این مخصوص یک پارک و دو پارک نیست…….”
    فکر نمیکنی این دو جمله پستت کمی با هم تناقض داشته باشه .
    اینی که گفتی کرسی های آزاد اندیشی عوامه که خیلی فایده ای به جز خالی کردن عقده های درونی رو نداره اما اونی که شما برای وجود لزومش به این مثال رو آوردی کرسی آزاد اندیشی نخبگانه که باید اثراتش در جامعه دیده بشه . نتیجه اینکه قیاس مع الفارقی بود .
    مدتیه از نظرات شما در وبلاگم بی بهره ایم وقت نمیکنید یا موضوع چیز دیگه ایه
    حسام الدین: سلام. ابتدا اولین چیزیه که دیدم! بعدا دیدم همه جا همین خبره! پس تناقضی نداره! در ضمن وقتی به عموم اجازۀ بحث داده میشه مطمئن باشید برای خواص هم همین اجازه هست!
    در ضمن هیچ کدام! هم وقت هست هم میخوانم! اما نظری معمولا ندارم! اکثرا نوشته های شما را تایید میکنم!

  11.  

    از قدیم گفتن: مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد!
    حسام الدین: سلام. بله! گاهیم به دری وری گفتن وادار میکنه!

  12.  

    ایشالله درست میشه
    حسام الدین: سلام. ایشالا!

  13.  

    بله خب پس چییییی…….!!!!

  14.  

    سلام…..چرا هستش…!!!!تو ایران هم هست….قبل از انتخابات هر دوره هر شب تو یه دانشگاه …وآدمایی با عقاید مختلف…حرفشونو میزنن ومیرن…فردای روز انتخاباتم تمووووووم میشه تا ۴ سال بعد…..!!!!!!!!!!!!!!!:((
    در ضمن چه خوب که به این نتایج جدید رسیدی…..:) ما که منکرش نبودیم ونیستیم….!
    حسام الدین: سلام. نتایج جدید؟؟؟؟ عجب!! شما در مغز ما هم تشریف دارید؟؟

 پاسخ دهید

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>