آبان ۲۹۱۳۹۰
 

خجالت نمی‌کشید؟!! نه، خداییش خجالت نمی‌کشید؟!! شما که ۱۰ دقیقه هم تحمل تظاهرات ندارید! شما که طرفدارن نظام خود را هم تحمل نمی‌کنید. شما که اگر برای مظلومیت بحرین بیاییم کتکمان می‌زنید. شما که اگر جلوی کنسول عربستان برویم باتوممان می‌زنید. شما که اگر برای اعتراض به وکلای جاسبی، روبروی مجلس تجمع کنیم، هزار نوع انگ می‌زنید و ما را تحریک شده و فریب خورده می‌نامید و بعد از آن تهدید می‌کنید که فیلم‌های تجمع کنندگان بررسی می‌شود و پدرشان را در می‌آوریم… آیا خجالت نمی‌کشید؟!! شمایی که ۳ دهه است نگذاشته‌اید تجمعی اعتراض آمیز چه صنفی و چه سیاسی برگزار شود و از همان لحظات اولیۀ هر اعتراض، گرفته‌اید و برده‌اید و با خشونت برخورد کرده‌اید. شمایی که اگر معلمانِ بیچاره روبروی مجلس تجمع کنند یکی یکی بیکارشان می‌کنید و با آنها تصفیه می‌کنید. شمایی که مردمی  بدبخت و بیچاره را که از روی نادانی و ندانم‌کاری از فتنه‌گران حمایت کردند، تصفیه می‌کنید و از ادارات مختلف اخراج می‌کنید و با سران و مسببان اصلیِ آن وضعیت نرم‌خویی و صبوری می‌کنید؛ آیا خجالت نمی‌کشید؟؟!!!

آیا خجالت نمی‌کشید که صبح تا شب رسانۀ حزبیِ صدا و سیما را پر کرده‌اید از اخبار “جنبش تسخیر وال استریت” و کف و هورا می‌کشید که ” بالاخره بعد از ۵۹ روز دولت آمریکا طاقت نیاورد و چهرۀ واقعی ضد بشر خود را نشان داد و با معترضان به شدت برخورد کرد”. نه! خداییش شمایی که نیم ساعت هم تحمل مخالفان خود را ندارید برای چه خجالت نمی‌کشید؟ برای چه فکر کرده‌اید “جمهوری اسلامی گلستان است” ؟ برای چه نمی‌خواهید بفهمید که مردم ایران می‌فهمند؟ برای چه فکر کرده‌اید که ما احمقیم؟؟

————————————————————————————————————————-

پی‌نوشت ۱: سخن من در حمایت از شیطان بزرگ نیست. سخن من در نقد شیطان‌های کوچکی است که سال‌هاست به جان جمهوری اسلامی افتاده‌اند و جاهلانه یا عامدانه، کاری کرده‌اند تا امثال منِ جوانِ دوستدار اسلام و ایران و جمهوری اسلامی را به جایی برسانند که یک ریال هم برای صدا و سیما و اخبار آن ارزش قائل نباشم. تا هر وقت که پای اخبار صدا سیما بنشینیم، لجمان در بیاید که مگر خودتان چه غلطی می‌کنید با مخالفانتان؟؟

پی‌نوشت۲: شیطانِ بزرگ برای حفظ ظاهر هم که شده، با مردمش بهتر از ما رفتار می‌کند. تا به حال مشابه  تصویر اول را در ایران دیده‌اید؟؟؟ گرچه مشابه تصویر بعدی باید زیاد دیده باشید. البته صبر شیطان بزرگ هم حدی دارد و همین الان هم معلوم نیست چه‌ها بر سر بازداشت‌شدگان می‌آورند.

پی‌نوشت ۳:با اینکه شرایط ما و شیطانِ بزرگ اصلن قابل قیاس نیست، اما باید درایت و صبر مسئولان نیز بیشتر شود که البته به نظرم بسیاری از مسئولانِ خطاکار ما یا احمقند یا مغرض. وگرنه هیچ انسان عاقلی چنین نمی‌کند که اینها می‌کنند.

تک‌نوشت : باز هم از تارنمای ما تقدیر شد. دارم شک می‌کنم کم کم !!!

[suffusion-the-author]

[suffusion-the-author display='description']

  ۳۲ Responses to “خجالت هم خوب چیزیست”

  1.  

    سلام دوست خوبم/////////////به وبلاگم دعوتت می کنم/////////////////

  2.  

    امان از این متأهلان دانشجو که مدام وبلاگشان در معرض فساد و کپک زدگی قرار می گیرد…!! :))
    حسام الدین: سلام. چه کنیم دیگر! متاهلیست و هزار و یک گرفتاری

  3.  

    با سلام بر شما و دوستان مدافع انقلاب

    با مطلب مهم و قابل تأمل:

    “افراد با ظاهری مقدس ولی مرتبط با دست های پشت پرده را شناسایی نمایید (قسمت دوم)”

    به روز می باشم. مطلب مهم و قابل تأمل می باشد دلسوزان انقلاب حتما” مطالعه بفرمایند.

  4.  

    ” شمایی که مردمی بدبخت و بیچاره را که از روی نادانی و ندانم‌کاری از فتنه‌گران حمایت کردند، تصفیه می‌کنید و از ادارات مختلف اخراج می‌کنید ”

    مثل اینکه یادت رفته که احمدینژاد بارها در مصاحبه هاش با از-ما-بهترون گفت به “هیـــــــــــــچ” کس به خاطر اعتراض به انتخاب شدن من ضربه ای وارد نشده.

    خوشم میاد واقعاً احمدینژادی هستی
    حسام الدین معین درباری: سلام. احمدی نژاد اگر ابن را گفته راست گفتته. به خاطر لجاجت و یکدنگی یک سری آدم دیگه بوده! مثل آقای موسوی!

  5.  

    سلام..

    واقعا ممنون از این دلسوزی و چقدر بر دل می نشیند این انتقاد که برای دلسوزی است نه سیاه نمایی..

    به ما هر سر بزن..
    حسام الدین: سلام. ممنون! سر هم میزنیم!

  6.  

    «حروم زاده ها» «مواجب بگیرهای مشایی»، «چقدر از مشایی پول گرفتید؟!»، «بقایی رو هم چشم بسته میاریم اینجا، مشایی رو هم چشم بسته میاریم اینجا، چند وقت دیگه احمدی نژاد را هم دست بسته میاریم اینجا!!»…

  7.  

    سلام
    از کامنت جناب ابطحی ناراحت نشو. ایشان بنده را هم خیلی راحت در زمره منافقان و یهودی صفتان جای دادند. امثال ایشان با این رویه، دیر یا زود از احمدی نژاد جدا خواهند شد. آغوش و روی باز احمدی نژاد کجا و منطق تکفیر و تفسیق این دوستان کجا؟ بگذریم.
    یک بنده خدایی ذیل این یادداشت، جواب کامنت شما و همینطور نظر من در مورد کامنت شما را داده است. خواستم در جریان باشی:
    http://qods.info/?p=2609
    حسام الدین: سلام. من ناراحت نمیشم! به هرحال گویا دوستان خود را صراط مستقیم میدانند و موظف به هدایت گمراهانی مثل من! ممنون واسه در جریان گذاری :)

  8.  

    یک از نمایندگانی که می دانم در اختلاس اخیر دخیل است و با گروه امیر منصور آریا در منطقه ای هست، فعالیت های اقتصادی بسیاری انجام داده، سردمدار این طرح کاهش روابط با انگلیس شده است. چرا ناراحتم؟ دوستان عزیز! فردا اگر پرونده اختلاس جلو برود اگر شما، ما، آنها اسم آن آقا را افشا کنیم، کنید یا کنند، سریعاً آن آقا موضع گیری می کند که چون ما طرح کاهش سطح رابطه با انگلیس را دادیم عوامل داخلی انگلیسی ( جریان انحرافی = از من وبلاگ نویس تا محمود احمدی نژاد ) می خواهند کاهش دهندگان روابط با انگلیس را عوامل اختلاس جا بزنند تا روابط با انگلیس کاهش نیابد و جریان انحرافی به اهدافش برسد، دیدید چقدر زرنگ هستند؟ احتمالاً شما می گویید ما کاری به این کارها نداریم و افشایشان می کنیم ولی آن موقع تحلیل حسین شریعتمداری در سخنرانی چند روز پیشش درست در می آید که جریان انحرافی با جن انگلیسی ارتباط دارد، کیف کردید؟

    سوال بنده این است که مجلسی که دنبال کاهش روابط با انگلیس است چرا به جای این کاهش سطح روابط از سفیر مثلاً به کاردار نمی رود سراغ تعطیل کردن اتاق بازرگانی تهران – لندن تا یک فشار واقعی به اقتصاد لندن وارد شود؟ اینکه روابط اقتصادی با لندن برقرار باشد ولی سفیر نباشد – حالا کاردار باشد- ، چه فرقی می کند؟ چرا مجلس مانع نمی شود این همه فرزند مسوولین مشغول به تحصیلات عالیه در انگلیس برگردند تا بعد ها فکر انگلیسی سوغات نیاورند و نفوذ انگلیس در ایران بیشترتر نشود؟

    دوستان بنده این نمایش های کم هزینه را باور ندارم چه کنم خیلی بلد نیستم زودباور باشم. اگر روزی روزگاری روابط اقتصادی با لندن قطع شد باور کنید خبری هست و گرنه مطمئن باشید فرزندان مسئولین مشغول تحصیلات عالیه در لندن اگر سفیر انگلیس یا کاردارش هم اینجا نباشد بر می گردند پست می گیرند، رئیس ما می شوند تا فکر و طرح انگلیسی پیاده کنند حتی اگر رابطه ای هم نباشد. اگر رابطه اقتصادی قطع شد که شد اگر نشد فکر کنید بعضی کارها برای تجدید آبرو است یا چیدن دم روباه؟ راستی چرا فقط دمش را می چینند؟ ( اشاره به تیتر خبرگزاری فارس)

    * دوستان برای اینکه عمق مساله را بیشتر درک کنند کلمات اتاق بازرگانی ایران و انگلیس را جستجو و بررسی نمایند.

    * دوستان لطفاً کنجکاوی نکنند که چه کسی از چه خاندانی متنفذی رئیس اتاق ایران و انگلیس هست و فامیلشان از همان خاندان معروف در کدام جبهه متحد عضو است و آدم شهردار کدام شهر است.
    برگرفته از:
    http://ajl-e-emam.blogfa.com/
    به نکته خیلی زیبایی اشاره کرده
    حسام الدین: عجب! که اینطور؟؟

  9.  

    مطمئنید به جایی وصل نیستید؟!
    یک کم دقت کنید. یک سیمی چیزی در حد یک تار مو شاید پیدا کردید. :) حسام الدین: سلام. والا خودمم شک کردم زیاد!!! آدرسه جدید وبلاگتونه؟؟؟ مبارکه!

    •  

      دکتر حسام:آیا خجالت نمی‌کشید؟؟!!!
      بیمار مقدس:آقای دکتر! به جون مادرم من پاک پاکم (مقدسم)! هیچـــــــــی نمیکشم!
      تکمله: البته من جزء اوناییم که میگن به معتاد به چشم بیمار نگاه کنید نه مجرم!
      حسام الدین: سلام:). باریکلا به شما

  10.  

    سلام.
    من هم همین حس رو دارم.
    هم در مورد مطلب هم در مورد شک شما از تقدیر ها!

  11.  

    با سلام بر شما و مدافعان انقلاب

    با مطلب مهم و قابل تأمل:

    “افراد با ظاهری مقدس ولی همسو با دست های مافیایی پشت پرده را شناسایی کنید ”

    به روز می باشم. مطلب مهم و قابل تأمل می باشد دلسوزان انقلاب حتما” مطالعه بفرمایند.

  12.  

    سلام
    کاملا با این پست شما موافقم . نمیدونم چرا بعضی از مسئولین فکر میکنند ملت ما احمق اند !!!؟
    در جواب اون دوستی که از بی قانون بودن تجمعات سخن گفت هم عارضم که در قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل بیست و هفتم :

    “تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها,بدون حمل سلاح , به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است ”

    این عین قانون است و اتفاقا کسانیکه ناجوانمردانه با عوامل آن مقابله میکنند ، بی قانونی ست
    البته بحث فتنه ۸۸ یک مسئله ی جدایی ست . یک هفته ی اول و بر طبق همین اصل ، نظام با تجمع کنندگان در ۲۵ ، ۲۶ ، ۲۷ خرداد برخوردی نکرد اما بعد از سخنان رهبر معظم انقلاب عده ای (گروه های ضدانقلاب) به قصد مقابله با نظام وارد شدند و از قضا در میان شان سلاح هم حمل میکردند
    یا علی
    حسام الدین: سلام. چه عجب یه چیزی نوشتیم شما موافق بودید بالاخره!

  13.  

    سلام. در ظاهر قضیه حق با شماست!! اتفاقا خودمم این فکرا از ذهنم می گذره…!
    ولی…..
    در باطن قضیه به نظرم بسیار بسیار متفاوته…. و اینه که باعث میشه کاملا باهاتون موافق نباشم!
    حسام الدین: سلام. بله! شما کاملا حق دارید!

  14.  

    یعنی واقعا به تما معنا خاک بر سر رسانه آقای ضرغامی. حالا نه برای اینکه اعتراضات وال استریت رو نشون داده، به این دلیل که یک بودجه هزار میلیاری داره و ۳۵۰۰۰ نفر نیرو، اون وقت به اندازه یه بی بی سی فارسی هم کارایی نداره. خاک بر سرش.

    شما هم که قلم به دست مزدور شدی و هی ازت تقدیر می کنن. یاح یاح یاح :))
    حسام الدین: سلام. آره دیگه! اینطوریاست! چه کنیم! مجبورمان کرده اند مزدوری کنیم! راستی کربلا خوش گذشت؟؟؟

  15.  

    سلام
    چه عنوان خوبی برای این پست انتخاب کردید!
    باعث تاسفه واقعا!
    حسام الدین: :)

  16.  

    سلام
    خیلی با این جمله ت حال کردم:
    “بسیاری از مسئولانِ خطاکار ما یا احمقند یا مغرض”
    حسام الدین: :)

  17.  

    با سلام

    اگر ما فردا برای اعتراض به روشهای دوگانه و سه گانه و … دستگاه قضائی و بسیاری از مسائل دیگرمجوز راهپیمائی بخواهیم نخواهند داد و اگر بدون مجوز بیرون بیائیم تکه پاره مان خواهند کرد. و این یعنی دیکتاتوری. اما جنابعالی یک چیز را فراموش کرده اید. موسوی, برای شرکت در انتخابات, تایید صلاحیت شورای نگهبان را قبول داشت بقیه قوانین انتخابات را قبول نداشت و به دستور و راهنمائی بیگانگان (و البته میلیونها دلار کمک مالی آنها) میخواست کشور را به وضعی در آورد که حامیان خارجیش میخواستند (انشا الله که فرمایشات هیلاری کلینتون و صهیونیستها را بخاطر دارید.)
    آقائیکه درباره جمع شدن در مقابل سفارتها گفتند. جمع شدن در مقابل سفارتها در همه کشورها و به عناوین مختلف انجام میشود. مگر سبزها و قرمزها و زردها و اکثرا به همراهی صهیونیستها در مقابل سفارتهای ایران و یا انگلیسیها و فرانسویها در مقابل سفارت اسرائیل جمع نمیشوند.
    حسام الدین: سلامو ممنون! قابل توجه خواننده ای که از این جا میگذشت!

  18.  

    ایول بر شما بادا

    راست میگید به خدا
    حسام الدین: :)

  19.  

    “شمایی که ۳ دهه است نگذاشته‌اید تجمعی اعتراض آمیز چه صنفی و چه سیاسی برگزار شود و از همان لحظات اولیۀ هر اعتراض، گرفته‌اید و برده‌اید و با خشونت برخورد کرده‌اید” نقل قول از شما.
    احیانن این سه دهه شما خودتان هم کمابیش بهشان کمک نکرده اید که تجمعات اعتراض آمیز را سرکوب کنند؟ شما خودتان هم هر جا مخالفی سبزی سکولاری چیزی تجمع داشت، گروهی جمع نشدید بروید ضدتجمع کار کنید و شعار بدید و کفن بپوشید؟ شما خودتون هم توی نوشته ها و مجامعتون مخالفان و معترضان را سرکوب زبانی نکردیئ؟ شما خجالت نمی کشید که سه دهه است دارید با این سیستم با همه برخورد میکنید الان نوبت خودتان شده صدایتان درآمده؟ البته ما از صدای شما استقبال میکنیم. اگه حقتون را گرفتید از یاد بقیه قبل تری ها غافل نشوید لطفن
    حسام الدین: با سلام. بنده هیچ گونه دخالتی در هیچ نوع سرکوبی نداشته و ندارم و تنها حرفم را زده ام! البته حرف ما اینست که عده ای راه و روششان اشنباه است و آن عده نمی توانند به خاطر اینکه عقاید متفاوتی دارند حقوق اکثریت را ضایع کنند. وگرنه من نگفته ام شما که اقلیت بودید حق دارید. اسم دفاع از حق و نشان دادن باطل و اشتباه که راه و روش شما بوده است ربطی به سرکوب ندارد. در ضمن آنجا که شما از حد گذشتید و امنیت و جان و مال مردم را در مخاطره قرار دادید بایستی که با شما برخورد میشد. بحث من فقط صبر و حوصله تا مشخص شدن کامل آنهایی که مرض دارند و آنهایی که واقعا فریب خورده بودند هست. پس خلط مبحث نکنید!

    •  

      سلام. خلط بحث نیست. یک خواننده با خوندن مطالبت اینها از ذهنش گذشته و باهات در میان گذاشته. حالا شاید هم خلط بحث باشه. ولی متاثر از نوشته خودته.
      مجوز سرکوب از همون فکری صادر میشه شروع به تشخیص حق و ناحق میکنه. چون وقتی برای کسی حق اعتراض قایل نشدی و گمان کردی که باطله، از همون جاست که واقعن این حق رو ازش خواهی گرفت. میگویی وقتی از حد گذشته شد و امنیت و جان و مال مردم به خطر افتاد! فکر نمیکنی آقایان در برابر تجمعات شما هم همین حرف را میزنند؟ آیا شما مجوز رسمی از وزارت کشور داشتید برای تجمع مقابل سفارت یا در استادیوم؟ آیا شما محیط ورزشی را ناامن و نامناسب نکردید؟ آیا شما امنیت سفارتخانه ها را تهدید نکردید یا مخل نشدید؟ تا زمانی که معیار این که جلوی کدام اعتراض را کی و چطور بگیریم، افکار ماست و تکیه بر سلیقه ها و گمان های خودمان درباره باطل بودن یا برحق بودن دیگران، این رشته سرش همینطور ادامه داره. در این مملکت باید نهادینه بشه که هر گروه معترضی ولو مخالف ما ولو متفاوت ولو ناهمگون باید اجازه اعتراض بی خشونت رو داشته باشه و باید حتا امنیتش را تامین کنیم. هم امنیت تظاهرات کننده هم امنیت جامعه. ولی با این حرفا خیلی فاصله داریم. خیلی متاسفانه. ما سلیقه و موضع خودی را ملاک تصمیم گیری کرده ایم و نه قانون را. برای اینکه قانون هم فقط دکوره و وسیله ایه برای هر وقت به نفعمون بود بهش استناد کنیم
      حسام الدین: سلام. باز هم دارید همه چیز روبا هم قاطی میکنید! تجمع ما با آن تعداد کم چه ربطی به آن اعتراضات بعد از انتخابات دارد. در ضمن رهبری به عنوان زعیم کشور و مرجع رسمی قانونی کشور حجت را تمام کرده بودند. سبزها ضد قانون حرکت کردند چون سخن رهبری را زیر پا گذاشتند! پس همه چیز را قاطی نکنید! سبزها قوانین دکوکراسی را نیز زیر پا گذاشتند. این کجا و ان کجا؟؟

      •  

        راستی
        گفتم که از اینجا می گذشتم!! الان یه نگاهی به بایگانی وبلاگتون کردم. از سال ۸۸ که چیزی ندیدم ولی در دی و بهمن ۸۹ پست هایی دیدم که نشون میداد شما هم بعضی حرفای منو قبلن در حرفای خودتون گفته اید. و از این اشتراک نظر خوشحال شدم. منظور من از سرکوب و خطاب به ضمیر دوم شخص، البته شخص شما نبود. ولی حس میکنم کسانی که بی مجوز و با عصبانیت و عصبیت جلوی سفارتخانه ها میرن یا توی ورزشگاه میرن واسه تظاهرات، بخش اکثریشون همون هایی هستند که تظاهرات سبزها رو یا بطور فیزیکی سرکوب کردند یا با قلم و تظاهراتشون خواهان سرکوبی آن صداها شدند و حداقلش اینه که تایید کردند. مثل اینکه هنوز که هنوزه عده ای از دوستانتون به آتش زدن سطل آشغال ها اشاره میکنند تا سرکوب را تلویحن تایید کرده باشن
        حسام الدین: موافق نیستم! |آنطوری که شما فکر میکنید نیست.به هرحال ممنون که وقت گذاشته اید و نگاهی انداخته اید! در ضمن پست های قبل تر من به در وبلاگ دیگری بود که هوا شد!

      •  

        داری دبه درمیاری! اصلن کار بی مجوز به تعداد نیست که. تازه هر چی تعداد کمتر باشه نامشروع بودن و تک روی بودنش بیشتر به چشم میاد. بهر حال بی مجوز تظاهرات کردن حتا اگه توی بی بی سی هم نگن و حتا اگه ده نفر ریشو هم بوده باشید باز هم کار بی قانونیه! رهبری رو هم نمیخواد به رخ ما بکشی چون ایشون بارها هم خواسته اند که کسی بی قانونی نکنه. پس واسه شما هم حجت تمام بوده است. قوانین دمکراسی رو هم نمیدونم چرا گفتی! اصلن خواستی دبه دربیاری ، نه؟ D:

      •  

        داری دبه درمیاری! اصلن کار بی مجوز به تعداد نیست که. تازه هر چی تعداد کمتر باشه نامشروع بودن و تک روی بودنش بیشتر به چشم میاد. بهر حال بی مجوز تظاهرات کردن حتا اگه توی بی بی سی هم نگن و حتا اگه ده نفر ریشو هم بوده باشید باز هم کار بی قانونیه! رهبری رو هم نمیخواد به رخ ما بکشی چون ایشون بارها هم خواسته اند که کسی بی قانونی نکنه. پس واسه شما هم حجت تمام بوده است. قوانین دمکراسی رو هم نمیدونم چرا گفتی! اصلن خواستی دبه دربیاری ، نه؟ D:
        حسام الدین: سلام. نه. دبه ای در کار نیست! اتفاقا کار به تعداد و محل و هدف از اعتراض و سیبل اعتراض بستگی دارد! که آن کار با این کار تفاوت زیادی دارد! در ضمن اگر واقعا نیاز به روشنگری دارید و پاسخ های مبسوط میخواهید میتوانید با من چت( hessammoeen@yahoo.com) کنید!

        •  

          من پاسخ نمیخوام که. میخواستم روشنت کنم. ولی شما خودت روشنی(فقط کوتاه نمیای).بنابرین فقط میخواستم حرف خودمو زده باشم!!
          در ضمن من تازه فهمیدم که بابا اینا رفتن اونجا مدیر مسوول رو دستگیر کنن اونا حیدر حیدر کردن .خیال کردن با سبزا طرفن! بابا اینا که سبزا نبودن ماموران قانون بودن باید به حکمشون احترام میگذاشتن و مقاومت نمیکردن و مدیر خودش رو تسلیم میکرد. حیف نام حیدر که واسه لات بازی استفاده میکنن.
          حسام الدین: سلام. بعله! روووشنمون کردین

  20.  

    با سلام بر شما و دوستان دلاورِ عرصه حراست از انقلاب

    با مطلب بسیار مهم و قابل تأمل :

    “باید در مقابل دست های سوء استفاده کننده از قدرت قوه قضاییه ایستاد”

    به روز می باشند. مطالب مهم و قابل تأمل می باشد لذا دوستان دلسوز انقلاب حتما” مطالعه بفرمایند

  21.  

    راست می گویید و حق با شما بود. من اصلا نباید پست های شما را از اول می خواندم. این پستی را هم که لینک نموده اید سر زدم و خواندم و عرق کردم. البته نه بخاطر آنکه آنچه نوشته اید را نمی دانستم و مطلب برایم جدید بود بلکه بخاطر آنکه دیدم قبح انتشار چنین اخباری حتی برای یک مسلمان که خود را پایبند به اسلام می داند هم ریخته است.
    هدف ما از حاکمیت اسلام هرگز این نبود و نیست که از اصلاح باطن به اصلاح ظاهر برسیم. هدف ما این است که ظاهر جامعه را بگونه ای درست کنیم که اگر کسی خواست سالم زندگی کند و سراغ آنجه شما اسم برده اید نرود بتواند. تمام حدود شرعی اسلام فقط برای گناهانی هستند که علنی و پیش روی مومنین انجام شوند یا بگونه ای که برای مومنین گناهشان را محرز کنند ولی اگر هر قدر هم کسی برای خودش یا در جمع فاسد دوستانش گناه کند اسلام هیچ کاری با او ندارد. حسابش با خدا است. شما از نتایج سرچ های اینترنتی که بچه هایی این دوره یواشکی انجام می دهند ناراحت هستید در حالی که اگر تمام این افراد یواشکی زنا هم کرده بودند باز هم هیچ مسوولیتی بر عهده حکومت نبود.
    انتظار شما این است که اگر حکومت واقعا اسلامی باشد باید پس از سی سال نفوس مردم اصلاح شده باشد و لااقل بهتر از سابق باشدِ که انتظاری نادرست است. اتقاقا باید انتظار داشته باشید که هر چه یک حکومت اسلامی بیشار دوام آورد تلاش شیطان برای به انحراف کشاندن مردم شدیدتر شود و روشهای شیطانی در عین پیچیدگی به سادگی در اختیار مردم قرار گیرد. حکومت که اسلامی نباشد تلاش شیطان هم کمتر است و گناهان هم ساده ترند هستند. بگذریم که اتفاقا شما در نظر نداشته اید که با همه این ها شرایط روحی و دینی مردم فعلی بسیار بهتر از مردم قبل از انقلاب است. این همه اعتکاف و این همه شبهای قدر و این همه جوانان شهادت طلب را کی ما قبل از انقلاب داشتیم؟ بله آن زمان نه خوبها خیلی خوب بودند و نه بدها خیلی بد. اما الان خوبها عالی هستند و بد ها افتضاح هستند. قشر خاکستری در حال محو شدن است. تمییز خبیث از طیب به گفته قرآن در حال وقوع است و این چیزی نیست مگر همان ظهور صغری و سپیده دم فرج.
    انتظار شما از جمهوری اسلامی با همه ضعفهایش بیش از این است؟
    من به آن افرادی که شما می گویید هم گیر می دهم اما چه فایده؟ آنها که در غربال مردود شده اند دیکر نجات نخواهند یافت. باید آن زمانی جیغ زد که یک همراه و یک مسلمان و برادر انقلابی پایش را روی لبه پرتگاه گذاشته است. این پرتگاه چیری نیست مگر لحطه ای که انسان نسبت به دشمنان خدا در دلش احساس محبت کند. آن افرادی که شما آنها را مظلوم می نامید اگر موفق شده بودند تا الان تمام آثار اسلام را محو کرده بودند. شدت عمل غیر از ظلم است. اتفاقا عدل این بود که آن جماعتی را که مسلحانه به مرکز نظامی حمله می کنند تا نفر آخر به گلوله ببندند نه اینکه ببرند به کهریزک تا آن آبروریزی اتفاق بیفتد. برای آنکه از مظلوم طرفداری کنیم اول باید عدل را از ظلم تمییز دهیم. در غیر این صورت یقینا از ظالم به جای مظلوم حمایت خواهیم کرد.
    اگر واقعا ادای دین به امام عصر را وظیفه خود می دانید ابتدا او را که مظهر عدل است خوب بشناسید. قطعا کسی که این فراز دعا برای امام زمان در مفاتیح الجنان را بخواند اما ظلم را از عدل نشناسد مهدی را هم ستمگر خواهد نامید:
    لا دم الا اراقه ولا ستر الا هتکه ولا علم الا نکسه ولا مسکن الا فتشه ولا قصر الا خربه

    همانطور که موسی کلیم الله هم کشتن آن پسر توسط خضر را ستمگری دانست!
    حسام الدین: سلام. عجبا و وا عجبا از شما. بله ما مامور به ظاهر هستیم اما آیا هدف از امور ظاهری خود امور ظاهریست. انبیا آمدند تا حکومت تشکیل بدهند تا ظاهر مردم را تغییر دهند و باطنشان را به خدا بسپارند. ای خاک بر سر اسلامی که شما تعریفش می کنید. شما اسلامیون حداقلی هستید. شما همان ها هستید که بهانۀ حفظ ظاهر عیب ها را میپوشانید و پویایی و شکوفایی حکومت اسلامی را ترمز میزنید. ای وای بر ما. خلیفۀ دوم هم به بهانۀ حفظ ظاهر بود که از حکومت اسلامی گندابی ساخت که تا دنیا دنیاست اسلام را منحرف کرد. شما به چه حقی و با چه مجوزی دل خودتان را به ظواهر خوش میکنید. شما ظالب سیبی زیبا هستید که از درون گندیده است؟؟؟؟ بله من هم معتقدم تمایل به اسلام بعد از انقلاب دو چندان شده است. بله که معتقدم اسلام خواهان بعد از انقلاب از لحاظ استقامت و ایمان و اسلام خواهی با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیستند. اما ما به سمت ظهور حرکت میکنیم. بر ماست که با کوچکترین انحرافاتی بر افروخته شویم و تمام فکر ذکرمان را معطوف نقد آن و از بین بردن آن کنیم. ما که نقد جمهوری اسلامی را میکنیم، نقد ماهیتی آن نیست. بلکه نقد عملکردی آن است. چون ما بین ماهیت و آرمان های انقلاب و عملکرد و نتایج آن فاصلۀ بسیاری میبینیم. پس لطف کنید و نگاه حداقلیتان را تغییر دهید وگرنه خود شما هم با ظاهر اسلامی از درون میگندید! البته افراد با هم متفاوتند. اما آنهایی که ظهور را میخواهند و میخواهند زمینه ساز آن باشند باید بر روی پرتگاه ها با قدم هایی استوار حرکت کنند و در عین پایبندی به اصول نقد خود و عملکردشان را همیشه در نظر داشته باشند. شما هم در مکانی آسوده و دور از خطر جرکت کنید. در ضمن برای چه نباید نسبت به دشمنان خدا دلسوزی کنم و محبت نمایم؟؟؟ مگر ما پیروی آن پیامبری نیستیم که از بس خود را برای هدایت گمراهان و دلسوزی برای آنها به زحمت انداخته بود خداوند به او گفت که اینقدر خود را اذیت نکن. مگر ما پیروی امامی نیستیم که صدام را هم نصیحت میکرد و میگفت من دلم برای تو میسوزد. برگرد به راه و ول کن این دیوانگی را که آخر عاقبت ندارد. شما ته اسلامتان همان اسلام طالبانی و در حالت خوبش اسلام عمری خواهد بود. االبته برای همه یمان دعا میکنم که الهی اهدنا الصراط المستقیم.

    •  

      خدا را که در این جراحی فکری بالاخره به اصل مشکل رسیدیم. بله همینطور است. شما دلسوزی برای مردم یک چیز است و اجرای قانون یک چیز دیگر. اگر پدر و مادری دلشان به حال بچه شان بسوزد وقتی بچه مریض است به گریه و زاری بچه توجه نمی کنند و می روند آمپولش می زنند. حتی یک قانون اجتماعی اسلام را نمی توانید پیدا کنید مربوط به امور خصوصی باشد. بله احکامی مانند نماز و روزه و … برای اصلاح همین نفوس است اما هیچ کس به شما حق نداده که بروید تحقیق کنید مثلا همسایه تان نماز می خواند یا نه؟
      این نوع دلسوزی ها که شما می گویید را خلیفه دوم داشت که از دیوار خانه مردم بالا می رفت تا بررسی کند یکوقت مشغول گناه نباشند! بامزه اینکه شما دم از مخالفت با اسلام طالبانی و عمری می زنید حال اینکه معنای نوشته های شما دقیقا چنین اسلامی است. اسلامی که احکام حکومتی برای امور خصوصی مردم صادر می کند و منتظر گرفتن مچ آنها است تا آنها را به بهشت ببرد اما در عین حال معتقد است با امثال معاویه باید رافت بخرج داد!!.
      اگر ظاهر درست شود یعنی بستری فراهم شود که اگر کسی بخواهد سالم زندگی کند بتواند ; آن وقت است که می توان به اصلاح تدریجی بواطن هم امیدوار بود. اما بر عکسش ممکن نیست. هیچ دلسوزی هم بالاتر از اجرای احکام شرع نیست و این است معنای دلسوزی رسول خدا مگر اینکه امثال عمر را دلسوز تر بپندارید. در بعد حکومتیُ اسلام کاملا برون گرا و در بعد خصوصی بشدت درونگرا است. در حال حال در امور اجتماعی هم مبنایش خوشبینی و برائت است اما در جایی که جرم اجتماعی علنی باشدت با شدت عمل بی نظیری عمل می کند.
      اگر این به نظر شما اسلام حداقلی است مشکلتان را من نمی توانم حل کنم… اصولی که برای خود تعریف کرده اید را با حکومت پیامبر و امیرالمومنین مقایسه کنید. بیش از این توضیح ندارم.
      حسام الدین: سلام. برای ادلۀ حرفم که امیدوارم درست فهمیده باشد همین بس که آیات مکی و مدنی را مقایسه کنید و بفهمید که ظاهر بر باطن مقدم است یا باطن بر ظاهر! باطن باید بخواهد تا ظاهر را وادار به تغییر کند! ما که نگفتیم نفنیش عقاید کننند! ما گفتیم دین را با ظواهر آن نبینند! وقتی شما حجاب را بچسبید ولی درس پاکدامنی و عفاف و حیا را به مردمتان ندهید! وقتی کاری فرهنگی نکنید برای اخلاق مردم و انتظار داشته باشید حفظ ظاهر کنند. اینجاست که مشکل درست میشود!

  22.  

    فکر نمی کنم بلایی سرشان آورده باشند.. تا همین الان نصف شان را آزاد کرده اند. به اندازه کافی زندانی در زندان هایشان هست و جا برای این جوجه لیبرال های غر غرو مثل من نیست :-)
    یک جا، یک کامنتی از یک آمریکایی در مورد فلفل پاشی اخیر روی دانشجویان خواندم که جالب بود… طرف نوشته بود در سرزمینی که ۲۰۰ میلیون قبضه اسلحه موجود است و پلیسش در تمام دنیا با شات گان شناخته شده، اسپری فلفل، بیشتر به یک نوازش شبیه است.
    می خواهم بگویم در غرب وحشی، که اسلحه دست هر بچه ای می تواند پیدا شود، یک افسر پلیس احساس مسئولیت خیلی بیشتری می کند در برابر چیزی به نام “هرج و مرج” و حاضر است هزینه بیشتری از اعتبارش بدهد تا اوضاع آرام بماند. مقایسه کنید این را با کسانی که به بهانه چند نفر سنگ به دست سطل آشغال آتش زن، جماعتی را به زیر کتک می گیرند و فله ای بازداشت می کنند
    حسام الدین: سلام. استثنائا حق با شماست :))

  23.  

    سلام .مطلبتون روازصمیم دل تحسین میکنم .اتفاقا من هم وقتی اخبارروگوش می دادم همینحرفا به ذهنم خطورکرد.درسطح کلان به جای خود .توی شهر ما مردم یه روستا جلوی فرمانداری تجمع کرده بودن تا شاید صداشون به گوش مسئولین برسه که کارشون به دادگاه و تهدید به اینکه براتون به عنوان ضد نظام پرونده درست می کنیم رسید .البته آمریکا هم با وجوداینکه خودش ازاین اخلاقا داره تو فتنه خیلی دور ورداشت حالا هم بایدتلافی کنیl.
    با یه پست جدید به روزم….
    حسام الدین: سلام. بله. بعد این آقای اطحی به ما میگوید اصلاحاتچی شده ام.

  24.  

    انا لله و انا الیه راجعون
    جناب معین درباری آیا این واقعا مطلب شما بود؟
    البته از همان مطلب قبلی که اصلاح طلبان منافق را بر جبهه پایداری ترجیح داده بودید باید حدس می زدم بزودی کلا ادبیاتتان اصلاحاتی خواهد شد اما واقعا نه به این زودی.
    بله واقعیت همین است. افرادی که در ابتدا مدعی بودند ولایتمدارند و طرفدار احمدی نژاد ، در واقع دروغ می گفتند. آنها یک ملاعمر شیعه می خواستند. چون در همین حوزه های خودمان خیلی ها طالبان را تحسین کرده و می کنند. برای همین وقتی رهبری فریاد مردم سالاری دینی سر می داد ؛ عده ای که خیلی بصیر و ولایتمدار مدار بودند می گفتند حکومت اسلامی خداسالاری است و مردم سالاری شرک است. وقتی احمدی نژاد ولایت رابطه ای از جنس محبت پدر و فرزند نامید همینها دادشان در آمد که ولایت یعنی رابطه ارباب و رعیت! . فکر نکنید این اختلافها سیاسی است. خیر این اختلافات بسیار جدی هستند و راستش را بخواهید دلیل دوستی امام خامنه ای با دکتر شریعتی هم همین بود. بخش اعظم حرفهای شریعتی در مورد حوزویان صحت داشت.
    بله بروید اعتراف کنید که جمهوری اسلامی بیمار است و البته بیمار بدنیا آمد. جز امام خمینی و تنی معدود اطرافیان او برداشت بیشتر حوزویان این بود که ولایت فقیه همان حکومت روحانیون بر مردم است. برای همین است که می بینید آقای علم الهدی جامعتین را دارای حجت شرعی پس از رهبری می نامد و برای همین است که در حالی که رهبری فریاد می زند کرسی های آزاد اندیشی ، دستگاه قضایی در مقابل صرفا یک انتقاد به رنگ چادر چنین شداد و غلاظ رفتار می کند.
    بله همه اینها درست. اما مگر ما قبلا اینها را نمی دانستیم؟ مگر معتقد بودیم دستگاه قضایی و امنیتی و تقنینی و صدا و سیما خیلی عالی است که پشت سر رهبری ایستادیم؟ خیر. اتفاقا چون می دانستیم که رهبر تنها مانده و دیگر کسی را ندارد خود را فدای او کردیم. این ما بودیم که با سخنان او خطاب به حضرت مهدی فریاد و فغان سر دادیم. این ما بودیم که سرمان را از غصه تنهایی و بی کسی او به دیوار زدیم. این ما بودیم که وقتی رهبری جان خود را ناقابل نامید جانمان را در کف دست گذاشتیم به جنگ فتنه گران رفتیم. بله والله این ما بودیم که وقتی دیدیم رهبرمان به جای رئیس دولت جلسه کابینه تشکیل می دهد تا یگانگی خود را با احمدی نژاد ثابت کند- کاری که مثلا هرگز با دستگاه قضایی نکرد- چشممان به روی سرمقاله های کیهان و گوشمان را به روی سخنان آتشین حاج ارضی ها بستیم و احمدی نژاد را خاکریز اول رهبری نامیدیم. ما همه دو رنگی ها و اختلافات و کینه ها و حقد ها را می دانستیم اما بازهم کوتاه نیامدیم؟
    حالا چه شده که شما ناگهان به فکر بازگشت افتاده اید؟ چه شده که انصاف را کنار گذاشته و کلا نافی هر نوع برخوردی با هر اقدام و تظاهراتی شده اید؟ مگر در آمریکا کسی خواسته ای جز درد اقتصادی دارد؟ مگر اینان زمانی که در اوج نعمت بودند و دنیا در آتش دولتمردانشان می سوخت خفقان نگرفته بودند؟ مگر اینان نبودند که به خاطر حفظ جان فرزندان خودشان خواستار پایان جنگ عراق و افغانستان بودند و یادی از کودکان مظلوم عراق و افغانستان نمی کردند؟ این ها را با جنبش سبزی مقایسه می کنید که مسلح و با کوکتل ملوتف به مراکز نظامی حکومت یورش می برد؟ چه شده که شما که از اول نقش خاندان لاریجانی و نفوذ سنگین آنان بر حوزه های علمیه را می دانید انتظار داشتید نظام بگذارد در کنار مجلس از رئیس آن انتقاد کنید تا جایی که یاد محمد علیشاه را گرامی بدارید؟( گرچه انصافا که درست فهمیده بود که کجا را باید به توپ ببندد!)
    شما که می دانید تمام ای اف سی بلکه کل فیفا مانند یک اسباب بازی دست عربهای متمول خلیج فارس است چگونه انتظار داشتید که همانطور که آنها با ما رفتار می کنند ما با آنها رفتار کنیم و بعد مجددا ناچار به دادن هزار امتیاز مجدد به آن حضرات نشویم تا مشتی جوان عاطل و باطل که دیوانه قرمز و آبی هستند دچار افسردگی نشوند؟
    من نمی دانم. شما چگونه همه چیز را ناگهان از یاد بردید؟ قرار نبود کلا همه چیز را سیاه و سفید ببینیم. قرار بود حقیقت را ببینیم و بر اساس حقیقت به حق مظلوم یاری کنیم. جمهوری اسلامی با همه ضعف هایش مانند زنجیری است که از فراز پرتگاهی بزرگ آویزان شده است و باید دست خود را به این زنجیر محکم بفشاریم ولی در عین حال پای خود را هم روی سنگ سست نگذاریم. کار ساده نیست اما راه دیگری هم نیست. اما اگر از صخره نوردی خسته شده اید لحظه ای استراحت برایتان سقوط در دره هلاکت را به همراه خواهد آورد.
    حسام الدین: با سلام. از کمال لطفتان به اینجانب ممنونم! من که شما را زیاد نمی شناسم! نمیدانم شما مرا تا چه حد میشناسید که اینگونه در مورد من صحبت میکنید! من هیچ تفاوتی نکرده ام. همانی بودم که هستم. تمام دغدغۀ بنده برای وبلاگ نویسی ادای ذره ای از دینم به امام عصر است. همیشه طرفدار نظام جمهوری اسلامی بوده ام و هستم. رهبری را هم قلبا دوست دارم و هم شرعا خود را موظف به پیروی از ایشان میدانم. من رویه ام تفاوتی نکرده برادر. طرفدار مظلومم! حتی اگر آن مظلوم یک سبز ملحدِ بی دین باشد. من هم از سبز کتک خورده ام و هم از بسیجی. برای همین برای من فرقی نمیکند که ظالم مربوط به چه حزب و دسته و تفکریست. صدا سیما به بهانۀ اینکه جمهوری اسلامی تضعیف میشود هر خزعبلی را تحویل مردم میدهد و اسمش را اخبار می داند. اما مردم ما همیشه از مسئولان جلوتر بوده اند. و خودشان فهمیده اند که چه کار باید بکنند. در ضمن گور پدر اصلاحات و اصلاحات چی رار کرده. خوب آنها هم همۀ حرفهایشان غلط نبوده که برادر. منافقان و کافران هم بخدا میتوانند حرف حسابی بزنند! شما هم بهتر است به جای گیر دادن به ما به آنهایی که باید گیر داده شوند گیر بدهید. من در آن حد نیستم که ارزش گیر دادن داشته باشم. از ابتدا تا همین الان تنها بوده ام و تنها نوشته ام! برد وبلاگ من هم در حد یک صدم بعضی دوستان به ظاهر ولایت مدار نیست. به هر حال ممنونم! برای اثبات اینکه رویۀ من همیشه همین بوده رجوع کنید به اولین پست این وبلاگ و پاراگراف ابتدایی آن نگاهی بیندارید تا بدانید من از ابتدا به عملکرد جمهوری اسلامی نقد داشته ام : http://heldin.ir/archives/12

 پاسخ دهید

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>