مرداد ۱۴۱۳۸۹
 

سلام ، کامنت هارا خواندم ، چند نکته برای جناب محمد رضا [همه]:

در کامنت  اول از این که دختر و پسر باید  در مدرسه در کنار هم با ویژگی های جسمی هم آشنا شوند گفتید و بر این باورید که این راهکار مناسبی برای حل مشکل ست و گفتید مرد و زنی که در ایران  ازدواج می کنند تازه چشم و گوششون باز می شود .در کامنت دیگه معتقدید که بعد از حدود ۲۱ سالگی به دلیل ارضا جنسی در دوران بحرانی بلوغ در کشورهای دیگه ، در محیطی مثل دانشگاه و محل کار ،روابط  انسانی ست نه جنسی !

دوست عزیز در کشورهای غربی [مانند] «امریکا و ارو پا» در تمام سطوح دختر و پسر در کنارهم تحصیل می کنند ، از سن ۱۴ سالگی ، بچه ها واحدی به نام تربیت جنسی  می‌گذرونند که جزء دروس اصلی آن ها محسوب می شه و خواندن آن اجباریست و به جرات می شه گفت دختر و پسر قبل از دوران بلوغ با تمام مسائل مرتبط با روابط جنسی  و روش های انجام آن و جلوگیری از بارداری آشنا هستند و حتی در مدارس بعضی کشورها در مقاطع بالاتر ابزار جلوگیری از بارداری  بین دختر ها و پسرها از سوی مسئولین مدارس  به طور رایگان توزیع می شه ، از طرف دیگه در سطح جامعه و کلان ،  آنها در اخلاق جنسی ،به اصولی باور دارن، مثل آزادی آمیزش جنسی  از قید ازدواج ، آزادی تمایل به هم جنس ، آزادی تحریک جنسی با وسایل مختلف مثل عکس ها و فیلم های جنسی  و آزادی سقط جنین .

پس در نتیجه  محدودیت ها و تابوهایی که در جامعه ای مثل ما و جود داره در آن جا  کاملا بی معناست ،خب  ولی یک سوال؟ آیا این راهکار جامعه شناسان و روانشناسان غربی ، مشکل را حل کرده ؟

تنها بخشی از ناهنجاری های اجتماعی آن ها بر طبق تحقیقات:  تشکیل زندگی خانوادگی به دلیل روابط قبل از ازدواج بسیار کمه و اغلب دچار خلا عاطفی هستند ؛ درصد بالایی از خانواده ها به شکل تک والدیه؛ تجاوز به زنان در غرب بسیار وحشتناکه؛ از سیصد دختری که مورد سؤال قرار می‌گیرند، ۲۵% لااقل یک بار مورد تجاوز و یا تعرض جنسی قرار گرفتند، از ۲۵۰ پسری که مورد سؤال قرار گرفتند، ۳۲% اقرار کردند که به طور هدف دار، از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر یا مست کننده استفاده کردن تا به اهداف جنسی  برسند. در لندن سالانه تا  ۲۹۵۰۰۰ زن، قربانی تجاوز جنسی یا سوء استفاده جنسی می‌شوند که  فقط ۶۰۰۰  نفر از آن ها شکایت قانونی می کنند . زنانی که قربانی سوء استفاده پدران و شوهران خود هستند، بسیار زیاد شده . در اتریش از هر شش دختر بچه، یک نفر مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیره که ۹۰% این موارد در خانواده انجام می شه. در آمریکا حدود ۵۰% زنان چنین مشکلی دارند .

یکی دیگه از مشکلات بزرگ آنها افزایش امار طلاقه،  نزدیک به ۶۰ درصد از ازدواج ها به طلاق منجر می‌شه. مشکل دیگه  رواج فحشاست که تبدیل به یکی از بزرگترین  شغل ها و محل کسب درآمد شده ودرنتیجه اون تجارت دختران افزایش پیدا کرده ،

در جواب به شما که با وجدان ایمانی خود شهادت دادید: یکی از نتایج راهکار غربی، استعمار جنسی‌ست  یعنی  مرد از موقعیت اجتماعی و شغلی خودش، برای برقراری ارتباط جنسی با زنان، سوء استفاده می‌کنه. این کار در اداره‌ها، دانشگاه‌ها و مطب پزشکان و روانپزشکان، توسط  رؤسا، اساتید، پزشکان و روانپزشکان انجام می‌شه. به این قسمت از یک مقاله توجه کنید :

«… تحقیقات مختلفی درباره روابط جنسی در دانشگاهها با نتایج مشابه، نشان داده که بین ۲۰% الی ۳۰% دانشجویان دختر، مورد مقاربت جویی جنسی  اساتید دانشگاهی خود قرار گرفته اند. در گزارشات جدیدتری آمده که ۷۰% دانشجویان دختر در یکی از رشته های تحصیلی در حین تحصیلات خویش با اساتید خود مقاربت جنسی داشته و ۳۰% دیگر نیز، مقاربت جویی جنسی نامطلوب اساتید را دفع کرده اند. همکاری به من گفت، در دانشکده ای که در آن تحصیل کرده است، این یک راز علنی(۶۰) و کاملاً جاافتاده بود که هر دانشجوی دختری که می خواست، پایان نامه خود را ارائه دهد، با استاد راهنمای خود مقاربت جنسی داشته است. با این حال کسی گزارشی از آن ارائه نداده است…در میان پزشکان و روانپزشکان آمریکایی هم میزان استعمار[استثمار] جنسی  بالاست به به طوری که بین ۶ تا ۱۰درصد روانشناسان و حدود ۱۳% پزشکان با بیماران زن رابطه جنسی دارند. این مسایل در آلمان هم مطرح است و تخمین زده می شود که میزان آن به همان اندازه باشد.»

از مشکلات دیگه  آن ها رواج هم جنس بازی‌ست و…

یک نکته مهم دیگه هم  به طور کلی وجود داره  که  درسته در غرب آزادی جنسی  وجود داره  ولی چون تحریک جنسی در این فرهنگ بسیار زیاده ، میزان آزادی ارضا، تناسبی با میزان تحریک نداره  و متفکران غربی به میل آدمی به بی نهایت در همه مسائل  از جمله نیاز جنسی  توجه  نداشتند.

اینها رو عرض کردم که متوجه نتایج راهکار غربی باشیم .

اما در مورد معضلات کشور خودمان ،دوست عزیز؛ بزرگترین مشکل جامعه ما اینه که نتونستیم  راهی که اسلام برای تنظیم روابط و رفتارهای جنسی  معین کرده، به طور کامل در عمل پیاده کنیم ، از طرفی به دلیل فرهنگ اسلامی، در روابط محدودیت  وجود داره واز طرف دیگه  به خاطر معضلات اجتماعی راه ارضا جنسی در قالب تشکیل خانواده ممکن نیست؛ سن ازدواج بسیار بالاست؛ بین بلوغ طبیعی و بلوغ عرف اجتماعی فاصله وجود داره؛ حدود چهارده یا پانزده سال.  از یک طرف ارزش‌های اسلامی و انسانی مطرحه و از طرف دیگه آخرین تصاویر و محصولات فرهنگی غرب  از طریق اینترنت و ماهواره  دریافت می‌شه؛ پس  این عدم تعادل پدید میاد.

در یک مقاله دیدم که میزان مزاحمت‌های خیابانی در تهران  و بعضی شهر ها بسیار زیادشده  و بیشتر از کشورهای پیشرفته ست  ، دلیلش واضحه ، در غرب ارضا جنسی «همراه با مشکلاتش» به راحتی انجام می‌شه ولی در جامعه ما به دلیل محدودیت‌ها،  مزاحمت‌های خیابانی و تحقیر جنسی طرف مقابل  افزایش پیدا می کنه.

در پایان ، به نظر من نه آن چه در آن کشورها انجام می شود؛ که به نظر شما  راهکار مناسبی‌ست؛ جوابگوست، و نه اجرای ناشیانه و نصفه نیمه و ناقص قوانین و ارزش های اسلامی در جامعه  ما .پس اگر قوانین اسلام درست انجام نمی‌شه، دلیل بر ناکارامدی آن و کارامدی قوانین غرب نیست .

و سخت بر این باورم که معضلات و مفاسد اجتماعی در جامعه ما  به مراتب کمتر از کشورهای دیگه‌ست .

در مورد عدم مدیریت درست این جریان نیز با شما موافقم .

برای رفرنس لاتین  آماری که مثال زدم، به کتاب های “اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب” ، “اسلام و ارضای غریزه جنسی” و مقاله محمد والد من ، فصلنامه “تربیت اسلامی”، شمارۀ ۸ مراجعه کنید .

[suffusion-the-author]

[suffusion-the-author display='description']

  ۲۲ Responses to “دیدگاهی از خوانندگان [نیلو]”

  1.  

    خودش هم باور داره که یه مشت پاراگراف های بیهوده کنار هم گذاشته

  2.  

    کامنت هاش خودش یه مطلب جداست!

  3.  

    بسم الله
    سلام

    از خوندن آمارها، آدم به خودش میلرزه! افسوس که در تمام این موارد ، زن هست که حداکثر آسیب را میبیند!!
    یه باره دیگه در متن دقت کنید! “دختران” و “زنان” همیشه قربانی اند! افسوس….

  4.  

    سلام
    بابا دم این دکترا گرم.
    کاش سالی به دوازده ماه روی تخت می افتادی و همینطور حرف حساب می نوشتی {شکلک به شدت موذیانه}
    خیلی خوب بود.
    ایشالا خدا به همه ی مریضای اسلام شفای عاجل عنایت کنه.

  5.  

    الان ندیدم چی مینویسم نوشتم داد در صورتی که منظورم داردا بود این را داردا بخونید

  6.  

    قسمت نظر خواهی هاتون یهکادر دادا.بعد هر وقت میام بنویسم این کادره میره عقب.یعنی اینکه از پنجره باز شده میره اون ور بعد نمیشه دید داریم چی منویسیم.متوجه شدید منظورم را

  7.  

    سلام
    یه فکری برااین قسمت نظرات بکنید آدم نمیبینه چی داره مینویسه.اعصابمان خورد میشه.بابا این خودش یه مقاله بود.فقط یه چیز از مسئلین و مردم نخوان بیدار بشن جامعه ی ما این خطرات را تهدیدش میکنه!!!!!التماس دعا یا علی
    دفعهی دیگه اومدم این سمت نظرت ایشالا درست شده

  8.  

    بسیار خب ، من نیز چون گذشته بر همان باورهای قبل خود استوارم .
    موفق باشید .

  9.  

    سلام
    دوباره بیاین آپ را بخونید

  10.  

    مثنوی هفتاد من کاغذ
    گویا شما نظر بنده را دقیق مطالعه نکردید ! منظور من این نبود که در کشور ما هیچ معضلی وجود ندارد یا طبقه زنان جامعه به طور کامل از امنیت جنسی و روانی برخوردارند ، عرض کردم بین آنچه هست و آن چه باید باشد بسیار فاصله وجود دارد!
    در مورد این موضوع که برخی به دلیل بدبینی و کج اندیشی با همه فاکتورهای فرهنگ غربی مقابله می کنند با شما هم داستان هستم واظهر من الشمس است که نگاه دین هم این گونه ست و باید نظریات مختلف شنیده و بعد بهترین انتخاب شود ، حتی به نظر من از اشتباهات آن ها نیز می توان درس های بزرگی گرفت .
    در مورد این که راهکارهای اسلامی در حد شعار باقی می ماند کاملا موافقم ودر این مورد متاسفم و در کامنت قبل هم به این مساله اشاره کردم و باز تکرار می کنم که اجرای بد و ناقص یک قانون و روش، دلیل بر ناکارامدی آن نیست .
    در باره این موضوع که غرب برای حل مشکلات خود از روش علمی استفاده می کند و بر اساس آمارو برنامه ریزی های دقیق گام بر می دارد نیز با شما موافقم اما در مورد این که این روش پاسخگوی نیاز بشرست؛ خیر، سخت مخالفم ، زیرا اگر جوابگو بود شاهد این آسیب های اجتماعی نبودیم .
    آیا رکود ازدواج در غرب و رشد منفی جامعه ، پدید آمدن خانواده های تک سرپرست ، خانواده هم جنس ، خانواده متشکل از انسان و حیوان ، فرزندان نامشروع ،رشد طلاق ، پایین آمدن ارزش خانواده در حدّ یک همسفرگی ساده و ناهنجاری های دیگری که در کامنت قبلی بر شمردم، نشانه به بن بست رسیدن نظریه پردازان اجنماعی غرب نیست؟ در حالی که شما بر این باورید آنها هیچ گاه به انسداد اجتماعی نمی رسند ! خب چون فردگرایی و لیبرالیسم از ارزش های پذیرفته شده غرب است از نگاه طرفداران آزادی جنسی این مسائل ، بحران به حساب نمی آید ولی در نگاه ما این طور نیست .
    بر این باورید که غرب در زمینه رفع تبعیض از زنان و حداقل کردن راه های سوءاستفاده از آنان بسیار کارآمدست ، در حالی که از نظرخود جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی غرب، رواج پدیده ی روابط نامشروع و آزاد، ارتباط مستقیمی با اجرای گزاره های فمینیستی دارد ؛ تمدن غرب به بهانه اعطای حقوق زن به او و رفع تبعیض، شان و اصالتش را از او گرفته و تبدیل به وسیله لذت جویی و تبلیغ و تجارت و نیروی کار شده ست ، در مقابل ، اسلام ، برابری و تساوی بین زن و مرد را به خاطر تفاوت در خلقت و موقعیت زن و مرد در نظام تکوین ، مردود می داند و برای زن کرامت و جایگاه خاصی قائل ست .« توجه کنید من از اسلام و قوانینش می گویم نه آن چه در نظام شبه اسلامی ایران می گذرد ، در عین حال اگرچه مشکلات اجتماعی جامعه ما در بُعد مسایل جنسی ، بسیار نگران کننده ست، ولی در مقایسه با جوامع غربی به مراتب کمتر است»
    به استعمار جنسی اشاره کردم و توجه شمارا به بخشی از یک مقاله علمی جلب کردم که با استفاده از داده های حاصل از مطالعات کمی و کیفی در جامعه و عقاید دو کشور المان و اتریش و استوار بر مطالعات کتابخانه ای نوشته شده است و آن تجربه آز آن ِ نویسنده مقاله بوده ست که خود اهل اتریش است، نه بنده و شنیده هایم .
    اشاره کردید که وقوع چنین مسائلی محال است زیرا خلاف قانون ست ، در همان قسمت که نقل کردم عنوان شده که به صورت یک راز علنی ست و گزارشی رسمی هم از آن ارائه نشده است .در ضمن این را هم می پذیرم که چون غرب از نظام اخلاقی مدونی برخوردار نیست و عرف مردمی و قوانین حقوقی اصل قرار می گیرد در مسائل جنسی مجبورست که خلا های موجود را با وضع قوانین حقوقی جبران کند و گاهی حتی محدودیتهایی قائل می شود که آزادی های فردی را نیز سلب می کند، ولی به این معنا نیست که قانون شکنی و امکان گریز از آن وجود نداشته باشد .
    اما اسلام : براین باورم که اسلام و مقصودم از آن ، مکتب تشیع هم در بعد اخلاق فردی و هم اخلاق اجتماعی دارای نظامی کامل و روشن است و این نظام اخلاقی توسط نظام حقوقی پشتیبانی می شود و نظام حقوقی آن هم دارای پشتوانه اخلاقی ست .
    در مورد نیاز جنسی هم اسلام توجه زیادی داشته ودر این رابطه به عقل, علم, تربیت, حیاى اجتماعى, نظارت , قوانین کیفرى و ….پرداخته است و درباره هریک از آن ها آیات و اخبار بسیارى رسیده است, یکی دیگر از مهم ترین راهکارهاو شاخصه های مکتب تشیع در برخورد با مسائل و نیازهای بشر مبحث اجتهاد است که با توجه به مقتضیات زمان و جامعه انجام می شود. فقه پویا با بهره مندی ازعقل زیر نظر کتاب و سنت پاسخگوی مسائل جدید فقهی ست .« کتابی دیدم تحت عنوان جامعه شناسی فقه که با استفاده از رویکرد کارکرد گرایی به جامعه شناسی دین و مبحث مهم خانواده پرداخته بود ، خودم کامل مطالعه نکردم ولی تورقی کردم و مباحث خوبی در همین زمینه داشت »
    یک نکته وجود دارد که برخلاف استنباط عمومی، در جهان بینی اسلامی لذت جویی مشروع جنسی امری مثبت و در مسیر کمال بشر تلقی شده و روایات بسیاری در مورد ابعاد لذت جنسی وجود دارد ؛ به طور مثال : بهترین تفریح مومن دانسته شده و….
    بخشی از مباحث مورد توجه اسلام درباب نیاز جنسی به شکل تیتر وار :
    * نحوه و روش تربیت جنسی ازتولد تا شش سالگی ،از شش سالگی تا بلوغ و دوران بلوغ.
    *بررسی نحوه بلوغ جنسی در دختر و پسر.
    * مباحث مربوط به انحرافات جنسی و آثارآن « زنا، هم جنس بازی ،استمنا ،چشم چرانی ……»
    *روش های کنترل غریزه :
    ازدواج دائم و آمادگی محیط خانواده برای کامیابی کامل زن و شوهراز یکدیگر و درصورت کوتاهی هر یک از طرفین برخورد صریح و نکوهش از سوی اسلام .
    ازدواج موقت در صورت نداشتن شرایط و امکان ازدواج دائمی « که متاسفانه در عرف جامعه ما به دلیل تبدیل شدن آن به یک وسیله ی شرعی برای بی بند و باری جنسی در لوای دینی یا قانونی ، یک تابواست درحالی که اگر به شکل صحیح اسلامی انجام شود یک راهکار پیشرفته برای جلوگیری ازمفاسد اجتماعی ست »
    واگر امکان آن نیز نباشد «استعفاف» توصیه می شود که همان عفت نفس و کنترل غریزه جنسی ست که با کنترل نگاه و چشم، کنترل خیال و فکر، روزه ‌داری، ورزش و حفظ حریم زن و مرد و رعایت حدود شرعی امکان پذیر است .
    *بررسی رفتار جنسی در روابط زناشویی«رضایت زوجین در انتخاب یکدیگر، رعایت احترام و محبت متقابل ، پرهیز از حیای منفی، تفاهم و توافق میان همسران در روابط جنسی،رعایت اخلاق جنسی»
    *آداب آمیزش جنسی « بسیار مفصل است »
    * عوامل افزایش بهره‌مندی جنسی در روابط زناشویی«عوامل رفتاری : پوشش زیبا و مناسب، خودآرایی، رعایت پاکیزگی و اصول بهداشتی، ـ رعایت موازین عاطفی در رفتار،عوامل کلامی: رعایت موازین عاطفی در گفتار، به کارگیری جاذبه‌های کلامی »
    * آثار و پیامدهای رفتار مطلوب جنسی در روابط زناشویی و….
    عذر خواهی می کنم که کلام مطول شد، ولی همان طور که دیدید اسلام برای جزئی ترین و شخصی ترین نیازها و مسائل بشر، روش و راهکار دارد و مهم ترین ویِزگی آن این است که متکی به آمار و عقل ناقص بشر و محاسبات انسانی نیست بلکه منشا متا فیزیکی دارد و با فطرت انسانی هماهنگ است . به این دلیل است که عرض
    می کنم که غرب نمی تواند الگوی مثبتی برای جوامع اسلامی باشد، چون از یک سو ، راهی که آنان در این زمینه در پیش گرفته اند، عملاً ناکام مانده و به بن بست رسیده است و از سوی دیگر زیربناهای فرهنگ غربی با اصول اساسی ما تضاد بسیاری دارد ازجمله مادی گرایی ،ا صالت انسان ، قداست زدایی ، عدم اعتقاد به خدا (یا عدم اهمیتِ اعتقادِ به خدا، در بعد اخلاقی) اصالت قدرت و …..درواقع خانه از پای بست ویران ست و در اکثر موارد حتی با بومی کردن آن الگوها نیزباید بسیاری از داده های فرهنگ دینی کنار گذاشته شود .
    اما چرا نمی توانیم با وجود راهکارهای دقیق و پیشرفته اسلام الگویی مناسب برای جامعه ارائه کنیم؟
    به نظرمن که البته کارشناسانه نیست و شخصیه ، دلایل مختلفی می تواند داشته باشد مثل عدم شناخت کامل اخلاق و فرهنگ اسلامی توسط متولیان فرهنگی جامعه ، عدم بررسی‌های جامعه شناسانه دقیق وریشه یابی مشکلات که شما هم اشاره کردید، اصرار بر پیاده کردن الگوها و سبک زندگی غربی در جامعه اسلامی ،عمل به احکام دین به شکل گزینشی و سلیقه ای ، آموزش اصول مکاتیب و تمدن غرب در دانشگاهها به عنوان مواد درسی علوم انسانی و پایه قرار دادن آن ها برای نظریه پردازی و ….
    به نظرم نهادهای مسئول و فرهنگی کشور باید قوانین و احکام حیات بخش اسلام را با توجه به مقتضیات زمان و جامعه و با بازخوانی و ادبیات جدید ، عرضه کنند و از سطح تئوری گذر کرده و آن را به شکل عملی و به طور کامل ،در جامعه پیاده کنند تا بتواند جوابگوی زندگی مدرن بشر باشد.
    تشکر برای حوصله و وقتی که گذاشتید .

    •  

      فرموده اید وضعیت حال ما دلیل بر ناکارامدی اسلام نیست، من هیچ وقت چنین عقیده ای نداشته ام و برعکس معتقدم که ایراد از مسلمانی ماست.
      ‫تصور می کردم پیامم را واضح بیان کرده ام، همان طور که که کامنت ها ملاحظه می فرمایید روی سخنم وضعیت حال خودمان است که همه معتقدیم فاصله زیادی با استانداردهای اسلامی دارد.
      ‫من نگران از دست رفتن فرصت ها هستم و روز مبادایی را پیش بینی می کنم که ناخواسته این فساد تر خشک را با هم بسوزاند. وضعیت حال ما بسان ان مجرمی است که هم شلاق خورد، هم پیاز و در اخر جریمه را تمام و کمال پرداخت.
      ‫بحمدالله همه ما در غلط گرفتن از دیکته غربی ها استادیم و متفق القول در نامناسب بودن ان، در عین حال باور داریم در سطح اجتماعی اسلام برنامه مدون دارد ولی تا به حال ناتوان از اجرای ان بوده ایم. هیچ تلاش محسوسی هم در بومی سازی الگوی اول و یا مدون و عملیاتی کردن الگوی دوم انجام نمی شود. این وضع نگران کننده نیست؟ با این روند امور راهی جز پرداخت تمام و کمال جریمه در اینده ای دور یا نزدیک باقی مانده؟
      ‫من متخصص فقه و اصول نیستم که در این مورد نظر بدهم، ولی الگوریتم های الگوی غربی در حل مسایل اجتماعی به زبان علمی و همه فهم بیان می شود و من انها را متوجه می شوم. به همین علت عرض کردم من راه دیگری برای حل مساله سراغ ندارم. دوست عزیز زبان فقه، زبانی غامض و دشوار است حتی برای اهل فن. یا باید اقایان مراجع در نقش کارشناس و مشاور اجرایی دستورات اسلام را پیاده کنند-ک‫ه با توجه به اقتضای سن و پرداختن به سایر امور دینی نا ممکن است- و یا باید انرا به زبان علمی ساده فهم مدون کنند که قابل فهم برای من نوعی باشد. کی شما به خاطر دارید که یک برنامه اجرایی مدون از مراجع دینی تهییه شده و دانشگاه، بدنه کارشناسان داخل دولت یا مردم بی دلیل و تنها به علت تعلق خاطر به روشهای غربی و یا خدای نکرده عناد با اسلام با ان مخالفت کرده باشند؟
      ‫نکته بعد اهمیت امار، برنامه ریزی و بطور کلی روش علمی را دست کم نگیریم. اینها ابزار کارامدی هستند که فی ذاته نه خوبند و نه بد. معتقدم در زمان غیبت امام معصوم یک روش دینی هر قدر هم در ظاهر به ایات و احادیث نزدیک باشد مطلق و عاری از خطا نیست. روشهای برخاسته از دین نیز نباید به صرف ظاهر پسندیده از راستی ازمایی با روشهای علمی و ارزیابی با امارهای قابل استناد مستثنی شوند. حماقتی را مسیحیان مرتب شده اند در عناد با علم و روش علمی که نهایتا به نابودی ان منجر خواهد شد، خدا نکند ما تکرار کنیم. دینی که مومنین را به فراگیری دانش از چین و ثریا ترغیب می کند حتما سازگار با روش های علمی است.
      ‫اللهم نور ابصارنا بالقران
      ‫اللهم اصلح فاسدا من امور المسلمین
      ‫اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

      •  

        با احترام تصور می کنم شما دچار تناقض گویی شدید ، در کامنت های ابتدایی خود بر این باور بوده اید که اتفاقا الگوهای غربی پاسخگو و بسیار پیشرفته هستند و مثلا طرح تحصیل دختر و پسر در کنار هم یا رفع تبعیض از قشر زنان و……را تایید کردید و آسیب های اجتماعی آن هارا در سطحی ، کمتر از جامعه ما دانستید که بنده دلایل خود را به شکل مفصل در عدم کارایی و چرایی آن بیان کردم وبرخی نتایجش را در سطح فرهنگ غرب بر شمردم و همچنین دلایل عدم امکان پیاده کردن و بومی کردن آن ها رادر فرهنگ اسلام شرح دادم .
        سپس از چگونگی راهکارهای اسلامی پرسیدید که سعی کردم با توجه به داشته های اندک خود و مراجعه به منابع در دسترسم به طور خلاصه پاسخگو باشم .
        ولی حالا در این کامنت اخیر، جواب های بنده را با الفاظ دیگر به خودم باز
        می گردانید ،
        دوست عزیز وقتی می گویم که قانون کارامد است و عامل آن دچار نقصان ، همان معنای جمله شمارا دارد «ایراد از مسلمانی ماست »
        وقتی عرض کردم که باید احکام و روش های اسلام با ادبیات جدید و به روز شده و به صورت عملی در جامعه عرضه شود یعنی همان که شما« زبان غامض فقه»
        می خوانیدش .
        وقتی از اجتهاد در تشیع گفتم و این که عامل قانون باید با عقل خویش و با توجه به سنت و کتاب بر حسب مقتضیات زمان و جامعه ، به ارائه راهکار بپردازد یعنی همان تاکید شما بر« استفاده از روش علمی و ارزیابی و ریشه یابی معضلات .»
        وقتی به وجود مشکلات اجتماعی درزمینه نیاز جنسی در کشور اشاره می کنم و آن را نگران کننده می دانم ، یعنی من هم چون شما از عدم وجود برنامه اسلامی مدون و کاربردی در سطح جامعه ، متاسفم .
        خدارو شکر که در نهایت به توافق رسیدیم و گویا نقاط اشتراک فکری ما بیش از حد تصور بنده بود .
        در پایان از شرکت در این بحث بسیار خوشحالم و برای من، مفید بود و بسیار
        آمو ختم . از جناب معین درباری و شما تشکر می کنم .
        به امید آن که چشم هایمان لایق دیدن آن مدینه فاضله باشد!

        •  

          هنوز هم همان راهکار را تایید می کنم. ‫تا وقتی الگوی اسلامی کارا، همه فهم با زبان ساده و علمی ارایه نشود راهکار همان است که گفتم.
          ‫زمان که متوقف نشده که ما هر وقت دلمان خواست و مشغولیتی دیگری نداشتیم به فکر تئوری پردازی بیافتیم. ‫فراموش نکنیم برای هر قومی فرصت محدودی مقرر شده و در صورت اصلاح نشدن امور مبتلا به سنت های الهی خواهد شد.

          •  

            دوست من این خبر روز را هم ملاحظه بفرمایید، رفع بدحجابی در اقامه حدود است، از این طریق می‌توان این امر را به عنوان یک منکر نشان داد و اگر یک مجرم را مجازات کنید همه موها زیر چادر می‌رود.
            ‫نقل شده از عزیزی حوزوی. ‫به اندازه کافی گویاست، قضاوت با شما.

  11.  

    سلام
    تشکر برای توجه و لطف شما مهندس .

  12.  

    ما هیچ ما نگاه

  13.  

    با اکثر استدلالهای شما موافقم، اما لازم می دانم نکاتی چند را توضیح دهم:
    ‫اولا نظر من مبنی بر گرته برداری کورکورانه از الگوی غربی −اگر چنین نامی واقعا هنوز مسمی داشته باشد، چون نه تنها هر کشور که هر ایالتی بر مبنای نیازها و معضلات خود الگویی جداگانه دارد− نیست. نکته این است که با این دید شکاک که ما به تمدنهای غربی نگاه می کنیم قادر به نقد منصفانه، اموختن نکات مثبت و استفاده از تجربیات مفید ان نخواهیم بود. من اعتقاد دارم عقل ایمانی به ما حکم می کند همه اقوال را بشنویم و بهترین ان را انتخاب کنیم، ولی با عینکی که ما به چشم زده ایم باعث نفی بخش عظیمی از این ارا و افکار می شود. برای مثال استدلال فرمودید استعمار جنسی به معنای سو استفاده مرد از موقعیت اجتماعی و شغلی اش برای دست یابی به رابطه جنسی از مشکلات جوامع غربی است. در حالی که فرهنگ غرب هر ایرادی داشته باشد، در زمینه رفع تبعیض از زنان و حداقل کردن راه های سو استفاده های این چنینی دستاوردهای قابل توجهی داشته هر چند که ممکن است ایده ال نباشد. در مقابل با توجه به امار و قراین چنین پدیده ای در حال حاضر مشکل ایران است نه انها. چه اشکالی دارد مثلا در همین زمینه بجای نفی این دستاورد، از این تجربه استفاده کنیم؟
    ‫فرموده اید همکاری به شما گفته در دانشکده ای تمام دخترانی که پایان نامه ارایه داده اند با استاد راهنمای خود مقاربت جنسی داشته اند و این یک امر جا افتاده است، ای کاش می فرمودید این همکار کجا تحصیل کرده اند تا قضاوت بهتری می کردیم. ان طور که من هم شنیده ام در کشورهایی مثل چین، اوکراین و روسیه این مسایل طبیعی است. اما در اروپای غربی و کشورهای انگلو ساکسون محال است چنین اتفاقی بیافتد. در بدو ورود به دانشگاه پمفلت هایی داده می شود در باره ازار و اذیت جنسی، حق و حقوق دانشجو و مراکز ذیربط در دانشگاه که حتی نسبت به مواردی چون شوخی های جنسی و نگاه هیز هم حساس هستند و با سرعت و شدت چنین مسایلی را پیگیری می کنند. جهت اطلاع عرض می کنم به علت اجتناب از سو استفاده های این چنینی داشتن روابط عاشقانه بین استاد و دانشجو غیر قانونی است، به جهت رعایت اخلاق حرفه این مضوع بین بیمار و پزشک معالج هم صادق است.
    ‫امارهای دیگری مرقوم فرمودید از معضلات جوامع غربی، کسی منکر این قضایا نسیت. اما همان طور که در کامنت قبل عرض کردم امار مقدمه برنامه ریزی علمی است. شما نمی توانید منکر این قضیه بشوید که در غرب برای حل مسایل اجتماعی −با توجه به ارزشهای پذیرفته شده توسط اکثریت ان جامعه− الگوریتم حل مساله دارند و بر خلاف نظر یا بهتر است بگویم ارزوی برخی مفسرین ساده اندیش هیچگاه دچار بحرانهای منجر به انسداد اجتماعی یا فروپاچی نمی شوند. ایا این در مورد ما هم صادق است؟ من عیبی نمی بینم روش حل مساله−توجه بفرمایید روش حل نه کپی جواب−را از انها یاد بگیریم. در ثانی امار چیز مطلقی نیست، که بر فرض چون فلان امار در فلان کشور ۳۰٪ است، انها بیچاره شدند و چون ما هیچ امار قابل اعتمادی نداریم وضعمان بهتر است. صرف وجود امار در مورد معضلات اجتماعی به منزله کامل شدن چند گام از الگوریتم حل مساله است. شما طوری امار گزارش کرده اید گویا تا به حال بروز چنین فجایعی را در محل کار و زندگی خود ندیده یا نشنیده اید.
    ‫فرموده اید که اسلام برای این مساله راه کار ارایه فرموده، من منکر این مساله نییستم. اما به چه صورت؟ این موضوع قدری برایم مبهم است، منظورتان این است که اسلام سنتی −منظورم رجوع مستقم به حدیث و سنت است− راهکار ارایه کرده؟ فقه را اگر به صورت پویا بررسی کنیم به جواب می رسیم؟ با توجه به ارزشهای اسلامی الگوریتم بومی−اسلامی برای حل مساله ارایه کنیم؟
    ‫ایا قبول ندارید هر گاه صحبت به ارایه راهکار اسلامی میرسد بیشتر اوقات موضوع فقط در حد شعار باقی می ماند و بیشتر تمایل داریم راه حل را از یک جا کپی بزنیم و کادوی اسلامی به ظاهرش بکشیم؟ براستی چرا در علوم انسانی که از قضا فصل مشترک وسیعی با علوم اسلامی دارد از ارایه الگوهای مدون و جامع ناتوانیم؟ عوارض این ناتوانی در تئوری پردازی و عدم استفاده از الگوهای موجود را چه کنیم؟
    حرف من این است که چشممان را بروی مسایل نبندیم شعار زده و سطحی نگر هم نباشیم، مشکلات اجتماعی شوخی بردار نیست، اتشی است که خواسته و ناخواسته گریبانگیر همه می شود. یا راه کار جامع و مانع ارایه شود یا با لحاظ مصلحت از بومی شده الگوهای موجود در حل مساله استفاده شود.

 پاسخ دهید

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>